عشق پری رويان      

با ديدن پری رويان و گلرخان دهر طاقت و توانايی ام از دست می رود و آتشی به جان بی قرارم می افتد و از درون عذابم می دهد و مرا به جای ديگر می برد که در آن جا مسائلی وجود دارد که شرح و بيان آن در اين مقال قابل گنجانيدن نيست . ما مشتاق ديدارو وصل ايم ولی هجران آن را نمی پسندد ، هجران گفته های زيادی دارد و سوختن را لازمه وصلت می داند ، ما همچنان به دنبال او با سوز و ساز بيکران در حرکت ايم ولی او ازما می گريزد انگار ما قابل وصل به او نيستيم ، در هرحال فرياد می زنيم ، ناله ها سر می دهيم ، اشک شوق وصال می ريزيم نه گوشش می شنود و نه چشمش می بيند اگر دمی با او خلوت کنيم و دردها و محنتهای خودرا مطرح سازيم پاسخی به جز اين ندارد   ( برای شما خواستار وصال جانان خيلی زود است هنوز پخته نشده ای ) مبهوت و حيرات در اين وادی مانده ام ، اين سرگردانی ها و خواستنی ها همچنان ادامه دارد ، دل می خواهد ولی کسی عطش دل را پاسخ نمی گويد . آری مشاهده می کنم ولی اختيار انتخاب را ندارم ، زمان و لحظه ها می گويند تو هنوز آمادگی برای وصال نداری ، بار الهی در اين فرقت و جدائی چه انديشه کنم ، انديشيدنی نيست بلکه عمل کردنی است ، با سستی و بی ارادگی هرگز نمی سازد، بايد همتی به خرج دهيم.

گفتم ای بوستان روحانــــی      ديدن ميوه چون گزيدن نيست

گفت سعدی خيال خيره مبند      سيب بستان برای چيدن نيست

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
darya

سلام دوست عزيز ممنونم که به وبلاگ من سر زدی منم دوست دارم وبلاگم هم مفيد باشه هم حرف دل همه آدمها شاد باشی .بازم به باغ دوستی سر بزن