حافظ از باد خزان

حافظ از باد خزان درچمن دهر مــرنج        فکـــرمعقول بفرما گل بی خار کجاست

شرح بیت

رنجیدن از بی مهری ها و ناملایمات روزگارکاری عبث و بیهوده است ، دراین دنیا ناسازگاریهای زیادی وجود دارد و عده ای از انسانها بخاطر خواسته های نامشروع و منافع زودگذرمادی خود عالم را به خاک و خون کشیده اند و ضایعات جبران ناپذیری برپیکر بشریت وارساخته اند بعلت عدم تربیت صحیح و آلوده شده بیش ازحد بعضی ها که دست به اعمال ننگینی می زنند که انسان از بیان آن شرم دارد هرچه که باشد این افراد با اینگونه اعمال غیرمنطقی و ضد بشری همچنان به وجود خود ادامه می دهند و نمی توانیم منکر این باشیم که درجامعه ما چنین شرایطی موجود نیست دراین موقعیت حساس وظیفه پیشتازان و انسانهای آگاه و وارسته چیست و چه نقشی را می توانند ایفا نمایند آری پیروان راستین عشق مسئولیت سنگینی بردوش دارند باید به مقاومت وصبوری خود ادامه دهند وبرای ازبین بردن معضلات و ناهنجاریها ازراه خودش واردعمل شوند و این را بپذیرند که گل بی خار وجود ندارد و اگر درمحیط گلستان هم باشیم باید خودمان را از آسیب خارها درامان نگه داریم گذشت زمان وجودمارا تغییرمی دهد وشادابی و زیبایی ظاهری را ازما می گیرد وخزان زندگی آمدنی است وفرارازآن غیرممکن است ، درهرکجا و هرشرایطی که باشیم آن را لمس خواهیم کرد ، درمرحله اول باید خودرا برای گذراندن دوره خزان مقاوم و صبورسازیم ازدوره شباب بهترین بهره هارا ببریم و لحظات زندگی مان را بیهوده به هدرندهیم و ازاوقات گرانبهایمان بطوربهینه استفاده کنیم ، وعالم هستی را برای خود تیره و تار نسازیم و تلاشمان  فقط برای رهایی از زندان طبیعت باشد و اندیشه های نیک را دروجود خود بپرورانیم این اندیشه ها درهنگام خزان ناجی خوبی هستند ومارا از افسردگی و بی حالی به سوی شادی و نشاط راهنمایی می کنند ، روزگار مصائب خاص خودرا دارد و دربرابرگرد باد و طوفانهای ناشی از رنجهای بیکران دهر چاره ای جز مقاومت نداریم و اگر بناباشد همه چیزرا به آسانی وراحتی بدست آوریم که دیگر زندگی معنی و مفهوم خودرا ازدست می دهد و اصلا از حیاتمان لذت نمی بریم ، مصائب روزگار اززمینه های رشد وتکامل انسان هاست مانباید خودمان را گم کنیم و اجازه بدهیم تا مصائب روزگار و هواهای نفسانی برما مسلط شوند و مارا ازمسیرواقعی رشد و تعالی باز دارند.

 

/ 0 نظر / 19 بازدید