هـــرسرموی مرا

هـــرسرموی مرا با تو هزاران کاراست         مـاکجائیم و ملامتگــــر بیکارکجاست

شرح بیت

هرچیزی که دراین عالم وجوددارد نشانه هایی ازوجود توست ازذرات کوچکی همانند موی سرگرفته تا پدیده های درشت و پهناور هزاران راز ورمزی درآن ها نهفته است و آنچنان مرامشغول و سرگرم خود ساخته است که فرصت فکرکردن و اندیشیدن به غیر را ازمن سلب کرده است شب وروزم و همه هستی ام با توست ما درکجا هستیم وسرزنش کننده بیکار کجاست مادرسوز تو حیات را می گذرانیم او درناز و نعمت ظاهری غرق شده است واز اندرون من بی خبر است او احوال برون را می نگرد مادراحوال درون غوطه وریم اواز حالات درون ما بی اطلاع است و آنچه دردرون می گذرد آن را حس نمی کند بخاطر آن مداوم مارا نکوهش می کند و عالم هستی را بصورت یک بعدی می نگرد و فقط به ابعاد ظاهری آن توجه دارد و آنچه که درظاهرهست برای او همه چیز است و به پدیده های ظاهری و فعل و انفعالات آن عنایت دارد و تصورمی کند همه چیز زندگی فقط لذت بردن و خوردن و خوابیدن و چند روزی را خوش بودن است ، البته ازدرک معنی و مفهوم خوشی نیز عاجز است و غرق درخوشی های آنی و لذت های زود گذراست که فرجام آن به جایی نمی رسد او ازخوشی های درون بی خبر است او زندگی را بدرستی تفسیرنکرده است و قضایای زودگذر و امورات متنوع مادی دنیوی آنچنان اورا سرگرم خود ساخته است ازمفاهیم واقعی و حقایق وواقعیت های زندگی بدوراست و ازاین بی خبراست که دربطن مواردی که به خوشی ظاهری مشهور است چیزهایی دیگری وجود دارد چیزهایی که اگر به کنه آن پی ببریم عبرت هایی درآن وجود دارد دراین عالم پدیده ای بنام غم و اندوه وجود ندارد نهایت همه چیز به شادی و نشاط منتهی است  برای آنان که درامورات مادی سرگرم اند شادی و نشاط بی مفهوم است چون که پدیده های مادی و دنیوی از بین رفتنی است آنچه که فرد دراختیاردارد با گذشت زمان ازدست می دهد و بخاطر ازدست دادن آن مداوم درغم و اندوه بسرمی برد و چهره اش درهیچ زمان و مکانی بشاش و خندان نیست ، گاهی اوقات درشادی مصنوعی غوطه وراست آن هم لحظه ای و آنی است عاقبت آن باغم و اندوه همراه است ولی برای شیفتگان واقعی عشق غم واندوه بی معنی است چون اینها می دانند که تاسف خوردن برای موارد زودگذردنیوی بی مفهوم است آری آنچه دراختیاردارند روزی باید ازدست بدهند پس غصه خوردن برای آنچه که زایل شدنی است با عقل و عشق منافات دارد.

 

/ 0 نظر / 23 بازدید