محنت و غم

 محنت و غم

محنت و غم تمامی وجودم را فراگرفته است ، خودرا به هرجا می زنم تا از آن رهائی یابم برایم امکان پذیر نمی باشد شعله های آتش درد و رنج آنچنان در درونم پا برجا است که خاموش کردن آن بسیار مشکل به نظر می رسد ، تنها اراده آهنین است که می تواند مرا از این غم جانگداز رهائی طلبد . راستی چرا تفکر و تصورمان منفی است ؟ به چه دلیل به زمین و زمان بدبین شده ام ؟ چرا ازهمه چیز رنج می برم و گفتار هرگوینده ای برایم همچون زهر تلقی می گردد؟ و چگونه می توانم خودم را از این احوال به احوالی دیگر ببرم ؟ آیا واقعا می توانم در وجود خویش تغییراتی بدهم و دیدگاه خودرا به دیدگاهی مثبت و سازنده تبدیل کنم ، چون که عملکردمان را افکارو اندیشه هایمان تشکیل می دهد اگر در اندیشه های خود تجدید نظر کنم همه چیز برایم دگرگون می شود چرا بخاطر افکارپوچ و اندیشه های منفی خودرا به درد سر می اندازم مگر در دنیا کلید تمام بدبختی ها و شقاوتها دروجودم ریشه دوانیده است مگر من انسان نیستم  پس چرا انسانی نمی اندیشم ؟ به چه دلیل از حقایق روگردانم باید شهامت داشته باشم و به گناه خود اعتراف کنم و بادقت تمام رفتارخودرا زیر ذربین قراردهم تا از هرگونه آلودگی ها و ناپاکی ها خودرا مبری سازم تا عشق و شادی را جایگزین غم و اندوه سازم اگر بتوانم چنین تحولاتی را در خویشتن بوجود آورم در آن موقع است که مفتاح جاده های سعادت و خوشبختی بررویم گشوده خواهد شد . نمی دانم چرا عده ای هتک حرمت می کنند و گرفتاریهایی برای انسان درست می کنند و بخاطر منافع چندروزه دنیوی خود همه چیزرا درزیرپای خود له می سازند چرا چنین است چرا به احترام و عزت انسانی پایبند نیستیم مگر چه شده است اینهمه همدیگررا تحقیرمی کنیم و غرورهمدیگررا می شکنیم متاسفانه در این دنیای مذموم کارما به جز این چیزی نیست خدا به داد ما برسد.53.gif

/ 1 نظر / 5 بازدید
آدينه بوک

سال نو مبارک! فروشگاه اينترنتي کتاب آدينه، سالي سرشار از موفقيت و سلامتي براي شما آرزو مي کند.