دربستردرون بخش سی و سوم

کشتن این کارعقل و هوش نیست       شیرباطن سخره خرگوش نیست

مجاهده ی با نفس سخت ودشواراست برای آنکه درحقیقت کوششی است برخلاف میل و شهوت که از زندگی بشر جدانیست ویا ظهور وجود ویا رکنی از ارکان اصلی حیات و زندگانی بشر است و بدین جهت بعضی معتقد بوده اند که این مجاهده سودی ندارد و به ثمر نمی رسد ولی عده ای هم اعتقاد دارند که این مجاهده مفید است واصلاح و تزکیه نفس امری است که ازروی قوانین درست و بادوام عمل امکان می پذیرد این گروه میانه ی صفاتی که بنحو کمال درانسان بوجود می آید وغیر اختیاری است مانند رنگ و شکل وهرچه مربوط به خلقت آدمی است با آنچه بنحو کمال وتمام موجود نمی شود وازجنس خوی و خلق است فرق می گذارند و نوع دوم را اختیاری فرض می کنند که بوسیله تربیت صحیح قابل اصلاح و تغییراست ولی به هرصورت سختی و دشواری آن را هیچ کس انکارنمی کند . مولانا نیز عقیده ی دوم را اختیارکرده ولی بگفته ی وی نفس را به نیروی عقل و هوش مسخر نتوان کرد ، شاید از آن روکه عقل و هوش هنگام غلبه ی هوی وآرزو روی درحجاب می کند و ازکار فرو می ایستد و چون مستی شهوت نیرو گرفت مانند حالت سکرو بیخودی که از خوردن شراب دست می دهد عقل آدمی از تصرف باز می ماند و قوای بدن از اطاعت خرد و هوش سر می پیچد و چه بسا که در این حالت عقل و هوش بدنبال هواهای نفسانی می روند و آن را توجیه می کنند و برصحت و فایده ی آن دلیل می تراشند و راه نقشه های دقیق برای وصول بدان نشان می دهند و طرح می کنند پس عقل و هوش عادی نمی تواند نفس را درزیرباراطاعت کشد مگر عنایت الهی مددکارشودو انسان به پشتیبانی آن عنایت و رهبری ولی کامل به تزکیه و تهذیب نفس توفیق یابد.

 

نقل از صفحه483-482--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد دوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

سخره : به ضم سین و فتح را ، کسی که مردم اورا ریشخند کنند ، کسی که دیگری اورا به کاربی مزد وادارد .

مسخر: تسخیرشده ، تصرف شده ، رام و مطیع

سکر : به ضم سین و سکون قاف ، مستی ، حالتی که دراثر خوردن  شراب یا عرق به انسان دست می دهد.

 

/ 0 نظر / 15 بازدید