دربستردرون بخش پنجاه و دوم

دیـرباید تا کـه  سرآدمـــــــــــــی       آشکارا گردد از  بیش و کمـــــی

زیردیــــــــــــوار بدن گنجست یا       خانـــــه ی مارست و مورو اژدها

چونک پیداگشت کوچیزی نبود       عمر طالب رفت آگاهی چه سود

شناختن انسان کاری سخت دشوارویا ممتنع است ومانند شناسایی دیگرجانوران سهل و زودیاب نیست زیرا آنها به حکم غریزه عمل می کنند غریزه به راه خود می رود و اختلاف نمی پذیرد ، آدمی همه ی آن غرایز را داراست ولی عاقل است و می تواند امیال خودرا درزیرپرده نفاق و ریا بپوشد و هرچند گرگ صفت باشد به لباس میشی کم آزاردرآید و مردم را فریب دهد ، علاوه برآنکه آدمی ازقوای مختلف ترکیب شده است و بواسطه داشتن حافظه و استعداد قوی می تواند که صفات و خصوصیات اشیا و اشخاص دیگررا کسب کند و یا بتکلیف ازخود فرانماید این نیروی های مختلف دروجود آدمی بعضی به حال کمون و برخی درحال ظهورموجوداست قوانین و شرایع و عادات و سنن و ترس از مواخذه و عقاب و رسوایی و بدنامی و گاهی نیز نابودن وسایل و اسباب و محیط مناسب ، مانع از آن است که این اوصاف کارو خاصیت خویش را پدید آرد ولی ناپیدایی و عدم ظهور، برعدم وجود آنها دلالت نمی کند وهمین که وسایل و محیط سازگاری آماده شد ذهن و فکرآدمی را درتصرف می گیرد وبه کاری که خلاف قوانین و سنن است وامی دارد درچنین حالتی شرم بیک سو می رود و ترس و هراس درپیش چشم مصورنمی گردد و انسان آنچه نباید می کند و مرتکب خلاف می شود که ارتکاب آن از جانب وی به هیچ روی بدلها نمی گذشت مثل آنکه فردی متقی و پرهیز گار بوقت بیداری هرچه بیش تر و تمام تر عفت می ورزد و کاربد نمی کند ولی به هنگام خواب که بیم و هراس قوانین و ترس رسوایی بحدی قابل ملاحظه وجود ندارد دزدی می کند و باده می خورد و قمار می بازد و شهوت را درکار می آورد ، این نکته نشانه ی آن است که اوصاف و عقاید ناپسند از ضمیرآدمی بکلی سترده نشده است ، بدین جهت معرفت انسان بسیارمشکل و یا ممتنع است و به ظاهر هیچکس اطمینان نتوان داشت و ای بسا مردم بی آزارکه موری را زیرپای خود رنجورنمی کنند و دم از حمایت حیوانات می زنند و به محض اینکه محیط آنها عوض می شود خون هزاران کسی ازنوع انسان را بی محابا برخاک می ریزند ، سایر امیال و شهوات را ازین نمونه قیاس برتوان گرفت حکما نیز می گویند که انسان از قوای الهی و حیوانی و طبیعی مرکب است و هریک از اینها به سهم خوددراعمال و اخلاق انسان تاثیری جدا دارد و آدمی هم فرشته و هم درنده و هم ستوری بی شعورو بارکش تواند بود.

 

نقل از صفحه-972-973--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد سوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

مصور: نقاش ، صورتگر، به فتح واومشدد، پیکر ، صورت نقاشی شده

سترده : استرده ، تراشیده شده ، پاک شده

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
نارگیل

سلام، وبلاگ خوشگل و باحالی داری به وبلاگ منم سر بزن، خیلی خوشحال میشم هر روز چندتا مطلب جدید و باحال دارم nargil.blogfa.com