دربستردرون بخش بیست و نهم

ازصفاگردم زنی با آینه     تیره گردد نرود باماآینه

دوست هرچندپاکدل  باشد از غریزه ی حب ذات و ترجیح منفعت خودبردیگران خالی وبرکنارنیست و غالبا مردم تاوقتی دوست و صمیمی هستند که تفوق و برتری دوستان خودرا مشاهده نکرده اند بنابراین هرگاه مارازخودرا که بحسب معمول باید امری مهم و مرتبطبه منفعت یا پیشرفت ماباشد با دوستی درمیان نهیم بسا که حسد وبخل اورا تحریک می کنیم بطوری که اودردل خون می خورد و به ظاهر ازخود مسرت نشان می دهد وبه حکم بدسگالی و حسدی که ازاحتمال حصول منفعت وترقی برای ما دردرونش سرزده است درمشورت خیانت می کند و به راه غلط می افکند.

 

نقل از صفحه401-402--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد دوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

 

تاچه عالمهاست درسودای عقل      تا چـــــه پهناست  این دریای عقـــل

صورت ما اندریـن بحـــــــــرعذاب      مـــــــــــی دود چون کاسها برروی آب

تانشد پربرسردریاچـــــوطشت      چونک پرشد طشت دروی غرق گشت

مقصود آن است که ذات حق درحد خود بسعه و اطلاق موصوف است ودرمرتبه ی ظهورو تجلی ، تمام اعیان ممکنات از وی صادر شده اند ویا آنکه حقیقت انسان با همه کلیت و گسترش خود درافراد ظاهرشده و صورتعینات واشخاص انسانی مانند کاسه ای برروی دریاست از آن جهت که ظرفیت ووسعت آن نسبت به دریامحدود وبسیار اندک است ومادام که انسان به کمال حقیقت نرسد وازخود فانی نگردد حرکت و جنبشی دارد و افعال را بخود نسبت می دهد و دعوی معرفت می کند و لاف علم و دانش می زند ولی چون به کمال معرفت نائل آید در آن بحر ژرف غرق می شود و زبانش کند ولال می گردد.

 

نقل از صفحه425--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد دوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

عذاب : جمع عذب به فتح ع و سکون ذال ، شیرین و گوارا

 

 

 

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
هادی

سلام عزیزم بیا آپم.منتظرتماااااااا.پست اول ثابتهاااااااااااااااااا[بوسه][نیشخند][قلب]