دربستردرون بخش سی و نهم

 

خـــــویش را رنجورسازی زار زار       تا تـــــــــــرا بیرون کنند از اشتهار

که اشتهارخلق بند محکمست       درره این از بند آهن کی کمست

این رنجوری که مولانا آن را سبب رستگاری و رهایی از شهرت می شمارد ، بیماری ظاهرو رنجوری جسم نیست ولی آن است که انسان بواسطه ی عمل بخلاف عادات و سنن ورسومی که عامه می پسندند و پای بند آنهاهستند خویش را از نظر آنها بیندازند تا نامطلوب شود و گمنام ماند و از آمد و شد و آمیزش با آنها آزاد و آسوده گردد واز زیانها و آفت های شهرت درامن و امان باشد زیرا شهرت بندی است محکم تر از بند آهنین ، بند است از آن جهت که انسان به شهرت قانع می شود و از ترقی باز می ماند ، بند است از آن رو که مغرورمی گردد و بگرد خود حصاری از شهرت می کشد و دقت و احتیاط را از دست می دهد وزآن دمادم یکدیگراشتباه می کند ، بند است برای آنکه آدمی را برعایت خاطرعوام و ریاکاری وامی دارد تا شهرت و آوازه اش درهم نشکند ، محکم تر از بند آهن است بدلیل آنکه بندی است نامحسوس و مرضی است نفسانی که مردم خواهان آن هستند وازداشتنش لذت می برند بلکه دیوانه می شوند .

 

نقل از صفحه589--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد دوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

 

اشتهار: آشکارشدن ، شهرت یافتن ، مشهوربودن

دمادم : لحظه به لحظه ، هردم ، پیوسته ، پی درپی ، دمبدم ،

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید