دربستردرون بخش شصت و یکم

خردمند آزاده می داند که همواره عاقبت پرخاش و ستیزه گری سخت ناگوارووخیم است خلاصه با زنان که شریک معیشت اند و نظم معاش داخلی و تربیت فرزندان را برعهده دارند با زنان درآویختن و به ستیزه برخاستن و پرخاشگری کردن ، امورخانه را درهم می ریزد و فرزندان را بدبین و بدخواه و عصبانی به بارمی آورد ودرنتیجه آینده ی آنهارا مختل و ناهموارمی سازد گذشته از آنکه مرد خردمند براستی درمی یابد که با همسر خود باید آزاده وش و کریمانه زندگی کند زیراپدرو مادرش براو اعتماد کرده و میوه ی دل و نورچشم خودرا به وی سپرده اند از اینرو خردمندان با زنان به مدارا و نرم خویی رفتارمی کنند و خویش را برای تمام عمر آسوده و فارغ بال می سازند و برعکس ، جاهلان یعنی مردم ناتراشیده و نافرهیخته که ازتربیت درست بی بهره مانده اند نسبت به زنان رفتاری درشت و خشن درپیش می گیرند و چون از عاقبت کارنمی اندیشند بالطبع دست بالارامی گیرند و برزنان چیره می شوند اینان به سبب فقدان تربیت خویی حیوانی دارند و از آن جهت که برعواقب نظرنمی افکنند ، شبیه و همتای تربیت جانورانند ، نرم خویی و نازک دلی درجای خود صفت انسانی است و منشاء آن خرد راست نگر و حزم عاقبت اندیش است ، نرم خویی کردن و کوتاه آمدن ، دربسیاری ازحوادث دشوارو سنگین را برروی آدمی استوارمی بندد برخلاف درشتی و ستیزه که دروازه ی مصائب و نکبتها را پهن می گشاید . پس رقت و نرم خویی ، صفت انسانی است که ازخرد مایه می گیرد و درشتی و ستیزه صفتی است حیوانی که از بی مایگی و کوته خردی مددمی پذیرد .

 

نقل از صفحه-1034-1033--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد سوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

 

/ 0 نظر / 12 بازدید