آداب طلايی شهر نشينی

محصول شهر

پرسيدم هر کارخانه ای محصولی دارد محصول يک شهر چيست؟

گفت: انسان

پرسيدم : مشتری کيست ؟

گفت شهر ُ کشور و جهان و درنهايت انسان

گفتم چگونه می توانيم که انسانی کامل تربيت کنيم ؟

گفت : همه احساس مسئوليت کنيم چون به نوعی همه در تربيت يک انسان سهيم هستند و چيزی بنام فرزند من و فرزند تو وجود ندارد . فرزندان کشور من . فرزندان همه ی ما هستند فرزندان شهر من . فرزندان همه ما هستند .

بيکاران

پرسيدم : هزينه زندگی بيکاران را چه کسانی پرداخت می کنند ؟

گفت : شاغلان

پرسيدم چگونه بيکاری را از بين ببريم ؟

گفت : با احساس مسئوليت جمعی

پرسيدم بيکاران چه خطری برای شهر دارند ؟

گفت : هر خطری

نقل از کتاب شهر خوب و شهروند خوب تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال ۸۳

/ 1 نظر / 4 بازدید
امين راشديان

سلام دوست عزيز مرسی که با من ابراز همدردی کردی اما در جوابت مي تونم اينو بگم ...بی ژول انسان صد در صد خوشبخت نميشه ولی اين به منظور اين نيست که ژول خوشبختی بياره....به نظر من کسی خوشبخت ميشه که دعای خير مادرش ژشت سرش باشه کسی که برای رسيدن به هدفش تلاش کنه حتی اگه بش نرسه و همه اينا ختم ميشه به عشق انسان عاشق خوشبخته(البته اسن نظر منه) موفق باشی برادر عزيز