دربستردرون بخش سی و هفتم

گـــــر نخواهـــــــــــــــــــی درتردد هوش جان     کم فشاراین پنبه اندر گـــــــــــــــوش جان

تاکنــــــــــــــــــــــــــی فهــم آن معماهاش را     تا کنـــــی ادراک رمـــــــــــــــــــــزو فاش را

پس محل وحــی گــــــــــــــــردد گـــوش جان      وحـــی چه بودگفتنــــــــــی ازحس نهان

گوش جان و چشم جان جز این حس است     گوش عقل و گوش ظن زین مفلس است

بنابراین اصل مولانا می گوید که برای رهایی از شک و تردد خاطر که سبب تشویش درون و بازماندن ازکاراست خویش را با مقدماتی که موجب شک و دودلی و مانع وصول پیغامهای کردگاراست ، آشنا نباید کرد و هم از نخست درعمل باید کوشید و باطن را پاکیزه باید داشت تا آن معماهای ناگشودنی خودبخود کشف شود و جان مستعد دریافت اسرارگردد و گوش جان نغمات وحی را ادراک کند ، آنگاه برای دفع شبهه منکران وحی را تفسیرمی کند تفسیری که به معنی لغوی آن (سخن به پنهان گفتن ) نزدیک است . همچنین این وحی را به گوش جان اختصاص می دهد تا به وحی مصطلح که شنیدن کلام فرشته است بگوش ظاهر اشتباه نشود.

 

نقل از صفحه546-547--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد دوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

مستعد : آماده ، با استعداد ، کسی که آماده برای کاری است

مصطلح : اصطلاح شده ، کلمه ای که درزبان جمعی از مردم غیرمعنی حقیقی خودش برای موضوع خاصی متداول شده است.

 

/ 0 نظر / 11 بازدید