دربستردرون بخش پنجاه و نهم

اظهارفروتنی دربرابرکبروخودپرستی و عجز درمقابل زورو قدرت و بردباری بجای خشم ، وسیله ای است خردمندانه که موجب تخفیف و یا درهم شکستن خود بینی و زورآوری و خشمگینی می شود و برخلاف آن نمایش کبرو زورمندی و غضب ، موجب تحریک و هیجان آن صفات است درجهت مقابل برای آنکه این اوصاف زشت ، شاخه های درخت قوی و ریشه دارحب ذات است ، فروتنی و نمودن عجز و بردباری سبب تسکین است و نوعی از پیروزی و غلبه را که هدف درنده خویی و سبعیت بشر است عملا به ثبوت می رساند و بدین سبب داروی سودمندی است که بی هیچ زیان بیماری قوه غضبی را فرو می نشاند ، برد باری و فروتنی و اظهار ناتوانی به منزله ی آبی است که برآتش افروخته و بلند فرو ریزند و صفات مقابل آنها درحکم آن است که نفت برآتش ریزند ، طبیعی است که آتش را به آب خاموش توان کرد نه آنکه نفت برآن افشانند و ماده ی احتراق آن فزونی دهند ناصر خسر و قبادیانی بدین نظر گفته است :

به فعل نیک و بگفتارخوب پشت عدو       چوعاقلان جهان زیرفام باید کرد

سفیه را بـــه سفاهت جواب بازمده        زبـــی وفا بوفا انتقام باید کرد

علاوه برآنکه درکارآوردن صفات زشت ، ضررهای عظیم روحی دارد و سبب می شود که آن اوصاف درباطن قوت بیشترگیرد و علاج آنها دشوارترگردد زیرا هرصفتی بواسطه ی عمل دردل وجان نفوذی افزونتربدست می آورد و بتدریج ملکه وصفت ثابت می شود و اگرفرض کنیم که خشم آوردن و سخنان درشت گفتن به نیت تربیت و اصلاح باشد بازهم اجتناب از آنها ضروری است زیرا درآن حالت انسان خویش را ازانسانیت بدورمی دارد به احتمال آنکه دیگری را به عالم انسانیت راهبرشود و چه زیانی ازآن قوی پایه تر تواند بود.

 

نقل از صفحه1017-1016--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد سوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

 

 

/ 0 نظر / 18 بازدید