دربستردرون بخش چهل و چهارم

 

درون پیمبران از عشق به خدا و به انسانیت یامردم ، همیشه درجوش و خروش است ، این جوش و خروش است که ایشان را به دعوت و هدایت و تحمل آزارهای گوناگون خلق ، وامی دارد ولی آنها درین لذتها و  خوشی ها دارند و به نیروی همین خروش درونی ، خلق را از خواب غفلت برمی انگیزند و زندگانی را راستین می بخشند پس این خروش باطنی که محرک انبیا وبیدارکن مردم است حکم آهنگ موسیقی دارد از آن جهت که هیجان آورو طرب انگیز است و پیمبران نخست خود از آن آهنگها مست لذت می شوند و سپس آنهارا بگوش پیروان خود می رسانند ودروجودشان شور قیامت می انگیزند این نغمه های دلاویزوقتی درقالب لفظ و عبارت ریخته می شود آن را وحی وکلام خدامی گویند خواجه حافظ از این معنی تعبیردلپذیرمی کند:

دراندرون من خسته دل ندانم کیست     که من خموشم و اودرفغان و درغوغاست

چه سازبودکه درپرده می زد آن مطرب     که رفت عمرو هنوزم دماغ پرزهواست

 

نقل از صفحه787--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد سوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
ابوالحسنی

سلام برادر ارجمند لطفا سایز فونت نوشته هایت را بزرگتر کن نمیشود به راحتی خواند