دربستردرون بخش سی و ششم

از منازلــــهای جانش یاد داد    وزسفــــرهای روانش یادداد

وززمانی کززمان خالی بدست    وزمقام قدس که اجلالی بدست

وجود انسان از آنگاه که نطفه اش درزاهدان مادر قرارمی گیرد درمعرض تحول و تکامل می افتد تا وقتی که صورت مادی او به سبب مرگ درهم شکند و ازهم فرو ریزد این چنین تحولی که درصورت اوست برجان وی نیز عارض می شود و روح انسانی ازوقتی که ببدن تعلق می گیرد پیوسته درمراتب مختلف نقص و کمال ، تحول می پذیرد و مدارج گوناگون می پیماید تا به آخرین درجات سیرخود درنقص یا کمال منتهی گردد وروحی بدکارو بداندیش و یا جانی پاک و نیک اندیش و خوب کردارشود و هریک از مراتب کمی و فزونی مانند منزلی است که مسافران در آن فرود می آیند و باز ازآن بسوی منزلی دیگر می روند و انتقال روح از موقفی بموقف دیگربه منزله سفری است که مسافران درمنازل محسوس دارند و این منازل بی نهایت است و بحدی محدود نمی شود پس می توان گفت که منازل جان مراتب تحول او و سفرهای روان انتقالات وی در این مراتب است .

 

نقل از صفحه535--  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد دوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

منازل : جمع منزل ، جای فرود آمدن ، خانه ، سرای

اجلال : بزرگ و محترم داشتن ، بزرگ شمردن ، گرامی داشتن ، توقیرو بزرگواری

معرض : به فتح میم و کسرر، جای نشان دادن چیزی ، محل ظهورچیزی ، مکان نشان دادن مصنوعات و مخترعات ، نمایشگاه

تعلق : آویخته شدن ، درآویختن به چیزی ، دلبستگی داشتن به کسی یا چیزی ، علاقه و پیوستگی داشتن

مراتب : جمع مرتبه ، مقام ، پایه ، منزلت

نقص : کم شدن ، کاسته شدن ، کمی و کاستی

منتهی : به آخر رسیده ، به پایان رسیده ، به فتح ها به معنی نهایت ، پایان ، و آخر چیزی

موقف : محل وقوف ، جای ایستادن ، ایستگاه مواقف جمع

محسوس : حس شده ، چیزی که وجودو اثرآن احساس شود

 

/ 1 نظر / 16 بازدید
درنا

پیام دارید