دربستردرون بخش چهل و دوم

 

هردمــی او رایکـــی معراج خاص     برسرتاجش نهدصدتاج خاص

صورتش بـــرخاک وجان برلامکان     لامکانـــی فوق وهم سالکان

لامکانــــــی نه که درفهم  آیدت     هـردمی دروی خیالی زایدت

بل مکان و لامـکان درحکــــم او     همچو درحکم بهشتی چارجـو

شرح این کوته کن ورخ زین متاب    دم مـــزن والله اعلم بالصواب

جانهای اولیا و مردان خدا وقتی که از بند تقلید و هوای نفسانی رها می شوند با روح کلی ویا حق تعالی جنسیت و مشابهت حاصل می کنند و مددفیض پیاپی بدانها می رسد و آنها می توانند که به جناب قدس هم درین زندگی اتصال یابند این پیوستگی و اتصال معراج روحانی است که اولیا بدان اختصاص دارند پس در عین اینکه درجمع خلق نشسته اند بسوی حق پروازمی گیرند و بااینکه جسم و صورت حسی آنها درقیدمکان است معنی آنها درلامکان بال و پر می گشاید ولی چون بعضی تصورمی کنند که لامکان امری است درطول مکان و ماورای جا و محل واز آن سوی فلک اطلس ، مولانا توضیح می دهد که مقصود از لامکان درصفت حق و مجردات آن نیست که دروهم عادی متصورمی شود و بعضی آن را بالای فلک نهم فرض می کنند بلکه مقصود آن است که خدای تعالی درمکان نمی گنجد و مانند اجسام نیست که سطحی یا بعدی برآن محیط شود اودرمکان نمی گنجد ولیکن هیچ مکان هم ازوی خالی نیست و درهمه جا و همه چیز جلوه گراست ، جانهای پاک نیز اینگونه شمول ووسعتی دارد ومحدود به حدود و مکان نیست ، جان ولی کامل درهمه جا متجلی است و برهمه محیط است و گاه چنان درتجرد پیش می تازد که ازاحکام وجود حسی  نیک بدورمی افتد و از اوصاف تعین جدامی گردد وگاه به عالم حس و تعین باز می آید چنانکه گویی همان هستی محدود و متعین است و این دو حالت برای او اختیاری است و به اصطلاح نه کثرتش مانع وحدت است و نه وحدت حاجب کثرت این است معنی آنکه مکان و لامکان درحکم اوست .

 

نقل از صفحه637-636---  از کتاب شرح مثنوی شریف جلد دوم جزنخستین از دفتر اول تالیف بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات زوار

 

معراج خاص : نحوه و کیفیت اتصال جان هرولی بحق که آن مناسب است با درجه ی کمال و صفای باطن وی

لامکان : مرتبه و حد وجودی که برترازمکان است ، عالم عقول و نفوس ، عالم غیب ، عالم الهی  ،

مکان : قرارگاه

چارجو : چهار نهر بهشتی ، جوی آب پاک ناگندا ، جوی انگبین پالوده ازموم ، جوی شیر طعم ناگشته ، جوی باده و شراب خوش .

مشابهت : مانند هم بودن ، به هم شباهت داشتن

متعین : ظاهر و آشکار ، محقق و مقرر ، شخص بزرگوارو ثروتمند

 

/ 1 نظر / 13 بازدید
ابوالحسنی

با سلام مجدد در صورت امکان سایه زیر نوشته ها را نیز حذف کن ممنون