حال و احوال

حال و احوال

     

 

گرچنين حالی داشته باشی و بدنبال احوال بگردی و درعالم بالا سيری کنی ، همه جا جلوه ديگری دارد ، آزاد شدنها ، و ازخود بيخود شدن ها ، درگوشه و کناری ايستادنها ، ضجه و ناله کردنها ، اشگ شوق ريختن ها ، تحول و دگرگونی درخود بوجود آوردنها ، پی در پی حرکتی نو پديد آوردنها ، حکايتی ديگر درزمانی ديگر دارد ، هرکدام از اين رويدادها اوضاع و احوال خاص خودرا دارند ، اگر توفيق حاصل آيد نصيب کسی گردد عسلی است گوارا ، زمان می گذرد هرروز را با مشغله و گرفتاری به شب می رسانيم بدون اينکه توشه ای برای خود برداشته باشيم ،  شب را به سحر می رسانيم اندکی از خواب و خوراک روزانه غافل نيستيم ، همه چيز و در همه جا يک چيز را تکرار می کنيم و بدنبال آن چيز مورد نظرمداوم خودرا به رنج و زحمت می اندازيم و حاصلی هم برای ما ندارد ، و گاهی اوقات به بهترين جاها می رويم و بهترين غذاها را صرف می کنيم که سيرشويم ولی در آرامش نيستيم ، اضطراب و پريشانی و دغدغه های بی مورد همچنان مارا مشغول خود ساخته است . يکی می ترسد که مبادا روزی برسد که ثروت و دارايی خودرا از دست بدهد آن ديگری درطلب بدهی خود از مردم ، عده ای در انديشه اين اند که امکان دارد روزی شغل خودرا از دست بدهند وو .... درآن موقع چه بايد بکنند و چه هنری و حرفه ای بلد هستند ،  اينگونه موارد بيانگر اين است که ما شناختی از خود و نيرو های درونی خود و عالم بالا نداريم . هر اتفاقی که برايمان رخ می دهد ناشی از عدم مديريت خود و عدم درک زمان خود است ، اگر ما روزگار خودرا بخوبی درک نکنيم و نتوانيم خويش را با جريان آن تطبيق دهيم نه اينکه تسليم حوادث و پيش آمدهای مربوطه گرديم و خودرا با وضع موجود هم آهنگ سازيم نه اين چنين نيست ، نظر براين است که در ميان امواج طوفانی چگونه خودرا از غرق شدن نجات دهيم و امواج را تغيير داده و سيل خروشان را مهارکنيم  و سنگلاخهای موجود را به فضای سرسبز و خرم مبدل سازيم و آهنگ هستی را به نفع خود تفيير دهيم و سرنوشت خودرا براساس خواست منطقی و معقولانه عوض نماييم ، اگر چنين شهامتی داشته باشيم می توانيم فرزند زمان خود باشيم و زمان خودرا بخوبی بشناسيم ، ديگر تهاجمات بی مفهوم و قيل و قالهای بی مورد برای ما چندان ارزشی نخواهد داشت و آرامش واقعی خودرا پيدا خواهيم کرد .

ای لقای تو جواب هـــرسوال         مشکل از تو حل شود بی قيل و قال

ترجمانی هرچ مارا دردل است       دست گيری هرچه پايش درگل است

ادامه ....                                             برگشت به صفحه اصلی

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
دريا

با سلام به علی آقای روحی ممنونم که پیشم اومدی.... حالت چطوره احوالت چطوره ببینم حال و احوالت خوبه آرامش رو پیدا کردی اگر توفيق حاصل آيد نصيب کسی گردد عسلی است گوارا ، زمان می گذرد هرروز را با مشغله و گرفتاری به شب می رسانيم بدون اينکه توشه ای برای خود برداشته باشيم.... آینده نشون میده که توشه ما از روزگار چی بوده

زهرا

سلام عزيز/چقدر دلم می گیرد وقتی فکر میکنم یک عمر به دنبال چیزهایی دویده ام که پایدار وابدی نبودند چقدر برای بدست آوردن این به ظاهر داشته ها لرزیده ام چه غمگین می شدم وقتی چیزهایی را می خواستم ونمی توانستم به دست آورم ودرست وقتی به همه چیزهایی که می خواستم، می رسیدم غم از دست دادنشان،غمگینم می کرد اما من اندوه ناشی از این اندیشه ها را دوست دارم می دانيد چرا؟/وبلاگ کيميای ناب آپ شد ومنتظر حضور شما دوست خوبم هستم/موفق باشيد