ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: علی روحی - سه‌شنبه ٤ مهر ،۱۳۸٥

 

بهترين مشاوران

گاهی مشتريان  بهترين مشاوران و نظر دهندگان هستند ، فقط گوش شنوا می تواند اين نظرات را گرفته و تبديل به ايده ای جديد و درنهايت راهکار عملی جديدکند .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

ايده ی جديد

تنها دارايی يک سازمان ، کارمندان با روحيه ، شجاع ، منظم ، مبتکر ، ريسک پذير و عاشق کاراست ، سازمانی که کارمندانی با مشخصات بالارا داراست (( سازمان ثروتمندی )) است ، اگر چه تشکيلات و تجهيزات چندانی و هم نداشته باشد .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

ميز شلوغ

پرسيدم : بهترين کارمندان چه کسانی هستند ، آنهايی که ميز شلوغی دارند يا ميز تميزی ؟

گفت : داشتن ميز شلوغ يا ميز تميز ملاک نيست ، مهم داشتن طرزتفکر کارمند است که ذهن شلوغ دارد يا ذهن نظم يافته  .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

سازمان فقير

سازمانی که افراد آن برای بهبود آن سازمان و بهتر شدن خدمات در آنجا تخيل و آرزويی ندارند جزو فقيرترين سازمانهاست .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

کارمند پرمشغله

اگر کاری داری ، آن را به کارمندی بده که سرش شلوغ است و مطمئن باش کارت انجام خواهد شد .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

چند اصل مهم

کارمندی جهت بازديد از چند سازمان بهره ور به يک کشور خارجی سفرکرد ، او درگزارش سفر خود به رئيس سازمان نوشت : من در آنجا نظم ديدم ، کارايی ديدم و اين که هرکسی کارا از آن خودش می داند و چنان اهداف سازمان و اهداف شخصی به هم نزديک بود که گاه احساس می کردم سازمان و افراد آن يکی هستند ، وقتی موفقيت سازمانهای موفق را جستجو کردم به چند اصل پی بردم که باعث ارتقا خواهد شد : دانايي هرچه سريعتر ، توانايی هرچه بيشتر ، مشارکت هرچه بالاتر ، و خلاقيت هرچه بهتر ، نگاه هرچه آينده نگرتر.

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

                  ادامه                                                                                               برگشت به صفحه اصلی

 

 

 

 

علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :