ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: علی روحی - سه‌شنبه ٧ شهریور ،۱۳۸٥

چهره شاد

کارمندی که چهره گشاده دارد حتی اگر نتواند مشکل ارباب رجوع را حل کند ، حداقل دل اورا شاد نگه می دارد.

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

مشتری

وقتی گرسنه ای ، نان بخور!

وقتی تشنه ای ، آبی بنوش !

وقتی دل تنگی ، خدمتی بکن!

وقتی بی حوصله ای ، دعايی بخوان !

وقتی از شغل خود بيزاری ، شغل ديگری تقاضا کن !

وقتی بی پولی ، از خدا روزی بيشتر طلب کن !

وقتی ارباب رجوعی به تو مراجعه کرد ، سريع به او خدمت کن !

شايد ، نان ، آب ، خدمت ، ترفيع ، روزی درگرو خدمت به او باشد و با رضايت مشتری خدا هم از تو راضی شود .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

مهارتهای ارتباطی

کارمندی می گفت : من به تجربه دريافته ام که يک کارمند بيست درصد به مهارتهای فنی و هشتاددرصد به مهارتهای ارتباطی نيازمند است.

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

گاهی

گاهی يک از (( ازخودگذشتگی کوچک )) جلوی يک دعوای بزرگ را می گيرد.

گاهی يک واژه  ی (( متاسفم )) جلوی ايجاد يک کدورت بزرگ را می گيرد.

گاهی يک کلمه ی (( متشکرم  )) دل طرف مقابل را شاد می کند .

گاهی يک (( صدقه کوچک )) جلوی يک بلای بزرگ را می گيرد.

گاهی يک (( دعا )) روزی را به سوی انسان سرازيرمی کند .

گاهی يک (( عشق ورزی )) به هم نوع ، روح زندگی را درما بيدارمی کند .

گاهی يک (( خدمت صادقانه )) گناهان مارا فرو می ريزد .

بياييد گاهی از خود گذشتگی کنيم ، ببخشيم ، احسان کنيم ، دست ديگری را بگيريم و از گناهان گذشته خود توبه کنيم ، شايد دری از درهای رحمت الهی را به سوی خودمان بازکنيم .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

                       ادامه ....                                                                                                                                برگشت به صفحه اصلی

 

علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :