ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: علی روحی - یکشنبه ٢٢ امرداد ،۱۳۸٥

اگر دشمنت تورا به صلح فراخواند از آن روي متاب كه خشنودي خداوند در آن نهفته است ، صلح سبب برآسودن سپاهيانت شود ، و تورا از غم و رنج برهاند و كشورت را امنيت بخشد ، ولي پس از پيمان صلح از دشمن برحذر باش و نيك برحذر باش ، زيرا دشمن ، چه بسا نزديكي كند تا تورا به غفلت فرو گيرد ، پس دور انديشي را ازدست منه ، و حسن ظن را به يك سو نه و اگر ميان خود و دشمنت پيمان دوستي بستي و امانش دادي به عهد خويش وفا كن و اماني را كه داده اي نيك رعايت نماي 0

از فرمان علی (ع) به مالک اشتر صفحه 749

بپرهيز از خونها و خونريزيها ي بناحق ، زيرا هيچ چيز ، بيش از خون ريزي بنا حق ، موجب كيفر خداوند نشود و باز خواستش را سبب نگردد ونعمتش را به زوال نكشد و رشته عمر را نبرد 0 

از فرمان علی (ع) به مالک اشتر صفحه 749

از خود پسندي و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت شده و نيز از دلبستگي به ستايش و چرب زبانيهاي ديگران ، پرهيز كن ، زيرا يكي از بهترين فرصتهاي شيطان است براي تاختن تا كردارهاي نيكوي نيكوكاران

از فرمان علی (ع) به مالک اشتر صفحه 747

از شتاب كردن دركارها پيش از رسيدن زمان آنها بپرهيز و نيز ، از سستي در انجام دادن كاري كه زمان آن فرا رسيده است و از لجاج و اصرار دركاري كه سررشته اش ناپيدا بود و از سستي كردن دركارها ، هنگامي كه راه رسيدن به هدف باز و روشن است ، حذرنماي ، پس هرچيز را به جاي خود بنه و هركاري را به هنگامش به انجام رسان0 

از فرمان علی (ع) به مالک اشتر صفحه 747

و بپرهيز از اينكه به خود اختصاص دهي ، چيزي را كه همگان را در آن حقي است يا خودرا به ناداني زني در آنچه توجه تو به آن ضروري است و همه از آن آگاه اند ، زيرا بزودي آنرا ازتو مي ستانند و به ديگري مي دهند ، زودا كه حجاب از برابر ديدگانت برداشته خواهدشد و بيني كه دادمظلومان را ازتو مي ستانند0

از فرمان علی (ع) به مالک اشترصفحه 751

و بدان كه دنيا سراي بلاهاست ، كسي را درآن ساعتي آسودگي نيست ، جز آنكه آسودگيش سبب حسرت ودريغ او درقيامت گردد0 

 

ز فرمان علی (ع) به مالک اشتر صفحه 759

 

ادامه  ......                                                                                             برگشت به صفحه اصلی

 

 

 

 

علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :