ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: علی روحی - جمعه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥
   

 

به بالا می روم ، از افق های دوردست به پهنای گيتی می نگرم ، زندگی را از دوردست نظاره گرم ، همه چيز بطور طبيعی به حرکت خود ادامه می دهد ، عالم در تکاپو و جنبش است . سکونی وجود ندارد ، هر پديده در مسير خاص خود در جريان است . اگر به وجود خود نگرشی داشته باشم همين معنی را احساس خواهم کرد ، تک تک سلولهای بدنم در جستجوی چيزی است ، خودم اين مطلب را بهتر از همه کس و همه چيز درک می کنم ، نيرويی از درون مرا به حرکت و کوشش سوق می دهد ولی گوشم بدهکار اين حرفها نيست ، آری نيرويی ديگری هم مرا به سستی و تنبلی و راکد ماندن هدايت می کند . درونم پراز غوغا و ستيز است ، نيروهای طغيانگر و سرکش با نيروهای تلاشگر و شکوفا در حال ستيزند نمی دانم عاقبت کارم به کجا خواهد انجاميد و کدام يک از اين نيروها برديگری غلبه خواهند کرد ، تا دنيا هست چنين هم هست ، گاهی اوقات هوس تنهايی می کنم درگوشه ای می نشينم و به همه چيز فکر می کنم اين را بگويم منظورم اين است که در گوشه دل خلوت می کنم ، امکان دارد اين خلوت کردنها درميان جمع باشد و يا در سرکار و يا در جای ديگر ، از اين خلوت کردنها نتايج زيادی اخذ کرده ام . خواهش می کنم اندکی از عالم ماديات بيرون آئيد ، بدهی های خودرا فراموش کنيد و اگر از ديگران طلب داريد آن را هم لحظه ای از صفحات ذهنتان حذف کنيد و خودتان را در عالم خيال محاکمه کنيد ، رفتار و کردارو اعمالتان را با دقت و حساسيت کامل مورد بررسی قراردهيد به اين موضوع خوب دقت کنيد که روزی يکی از حساسترين پست های مديريتی و پست های درآمد زارا به عهده گرفته ايد ، و نيروهای زيادی در حوزه کاريتان فعاليت می کنند و سرنوشت نهايی اين نيروها دردست توست ، دراين اوضاع و احوال توهستی و اين نيروها و نفس طغيانگرو سرکش ، و مردمی که بايستی از خدمات موسسه يا بنگاه و يا اداره و يا وزارتخانه تو بهره مند شوند ، آری جنابعالی در لابلای تضادهای مختلف سردرگم باقی مانده ايد ، از يک طرف نفس طغيانگر خواهان سرکشی و تجاوز و پايمال نمودن حقوق همکاران و مردم و تصويب قوانين غلط و متکبرانه است و از سوی ديگر احتياجات و نيازهای زيرمجموعه به تو وابسته است و از ناحيه ای نيازهای مردم هم به تو تعلق دارد که بايد با درايت و هدايت منطقی زير مجموعه بتوانی پاسخگوی نيازهای به حق مردم باشی . آيا ارزش چندروزه خوش زندگی کردن با رفاه و ماديات و ثروتهای باد آورده امکان پذير است ، امکان دارد گرفتار هوسهای نفسانی باشی و اعتقادت اين باشد که بايد از امکانات موجود به نفع خود استفاده کنم ، بالاخره هرچه که باشد ، روزی پست مربوطه را از دست خواهی داد و حتی حوادث دهر ثروتهای بادآورده را نيز از دستت خواهد ربود ، آری تنها خواهی ماند حتی آنهايی که از سفره رنگين تو بهره مند می شدند دست ياری به تو نخواهند داد مطمئن باش اينگونه خواهد شد . اگر حرف مرا باورنداری سرگذشت طغيانگران و زورمندان را با دقت و تامل مطالعه کن ، نتيجه خوبی عايدتان می شود

 
علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :