ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: علی روحی - سه‌شنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٥

مرا ناله از پرده دل برآيد    بنازی که ليلی زمحمل برآيد

     

چه خوش است درسوز نهانی سودای ديگری داشتن و هزاران نازو کرشمه را کشيدن ، در محفلی نشستن و از آن بهره ها بردن ، آتشی در درون دارم شعله های آن همه وجودم را فراگرفته است ، روز به روز به سوختن هايم افزوده می شود ، خاموش و ساکت در کنجی نشسته ام ولی درونم پراز غوغا و هيجان است ، ای دوست ظاهرم را ننگر خبری از باطنم نداری ، از آگاهی خويش درزير تيغ ام خوش به حال صيدی که از غافل برآيد ، زندگی همين است و همين هم خواهد شد ، من به اين دنيای پر طمطراق هرگزدل نمی بندم ، حيات کنونی به جز سايه ها و شبح و روياهای بی خاصيت ظاهری چيزی نيست . خواهش ها و آرزو های ما دست نيافتنی هستند پی در پی به دنبال آنيم ولی هرگز به آنها نمی رسيم ، تصور موهومی افکارمان را به خود مشغول می سازد آنچنان مستغرق درآن می شويم که راه بجايی نمی بريم راستی چرا چنين شده است ؟ اگر اندکی به خود آييم و درمورد خويشتن تعقل و تامل کنيم به يافته هايی نايل خواهيم شد که قبلا نصيب مان نشده بود ، در ناله ها و سوزهايمان خيلی چيزها وجود دارد البته آنها که در هرمحفلی گريه سر می دهند اينگونه ناله ها و گريه ها برای ما ارزش و مفهومی ندارند ، گريه و ناله ما با ناله و سوز آنها فرق اساسی دارد ، در ناله دل مان اشک شوق و حسرت نهفته است . ما زندگی را در شادی و نشاط خلاصه می کنيم ما دوست داريم فردی موثر در حيات ديگران باشيم و محفل ها را نورانی و زنده نگه داريم ، ما همچون شمعی هستيم که بخاطر راحتی و آسايش همنوعان خود می سوزيم و اين سوختن ها تا ابد ادامه خواهد داشت ، دلبر عزيز شمع سوزان توام اينگونه خاموشم مکن ، آری اين آتش ريشه در درون دارد هرگز خاموشی در شعله های آن وجود ندارد . لذتی که از اين گونه سوختن ها حاصل می گردد در هيچ چيزی نيست . دلا اگر واقعا خواهان وصالی دست از مال و منال دنيا بردار ، اگر درخود تحولی بوجود آوری افق ديدت به گونه ی ديگر می شود ، دنيای تو ، هستی تو بهتر و زيبا می گردد، اين جمال و زيبای در تو وجود دارد اين همان زيبايی است که ظاهر را آراسته و دوست داشتنی می سازد . انسان عاشق دوستدار آزادی و رفاه همنوعانش است رفاه را فقط برای خودش نمی خواهد بلکه در مرحله اول آسايش و راحتی دوستان و ياران صاحبدل را خواهان است . انديشه مواج و سازنده ثمرات و نتايج مفيدی در زندگی انسانها خواهد داشت ، ما هم می توانيم مثبت انديش باشيم اگر اندکی اراده و همت داشته باشيم اين کار شدنی است .

علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :