ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: علی روحی - دوشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٥

 

گوش دادن فعال

گفتم : گوش دادن با شنيدن چه فرقی دارد ؟

گفت : گوش دادن فعالانه است و شنيدن منفعلانه

گفتم : گوش دادن فعالانه چه مشخصاتی دارد ؟

گفت: سه مشخصه :

  • بفهميم طرف مقابل چه می خواهد بگويد .

  • اگر ديدگاهش با ما تضاد دارد ، آن را رد نکنيم .

  • درباره ی آنچه گفته می شود دست به اقدامی بزنيم

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

دعوا

شخصی که با خودش صادق است ، با ديگران نيز صادقانه برخورد می کند کسی که دردرون خودش دعوايی دارد ، دير يا زود اين دعوارا به بيرون نيز منتقل خواهد کرد .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

ذوب

روش های ديروز درسازمانها يخ بسته اند ، بهتر است آن هارا با ايجاد فضای تشويق و تفکر خلاق ذوب کنيم تا به روش های نوين دست يابيم .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

اقدام کوچک

گاهی با اقدامات هرچند کوچک می توان فعاليت های روزانه را به يک تجربه ی لذت بخش تبديل کرد ، خواندن يک صفحه مطلب جديد ، گفتن يک لطيفه شيرين ، خوردن يک فنجان چايي ، عکس گرفتن دسته جمعی ، پخش شيرينی درجشن ميلاد ائمه اطهار ، شرکت دريک کارگاه آموزشی ، اجرای يک مسابقه گل کوچک بعد از زمان کار با همکاران ، استفاده از سخنرانی يک روان شناس ، جشن کوچک خانوادگی در محل سازمان به مناسبت اعياد ، ارسال کارت تبريک تولد به همکاران ، اجرای يک اردوی دسته جمعی در تعطيلات آخر هفته ، کمک داوطلبانه به يک همکار يا مشتری ، دريافت کارت سونا و ..... ازجمله روشهای تنوع بخشی برمحيط کار است .

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85

 

                 ادامه ....                                                                                            برگشت به صفحه اصلی

 

 

علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :