ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: علی روحی - پنجشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٤

سلام؛

                           

دوستان عزیز و گرامی  گفتنی ها و حرفهای زیادی دارم بغض گلویم را گرفته است . دردها و رنجهای بیشماری را متحمل شده ام  عمری را در آتش عشق سوخته ام و با تمامی ناملایمات و مصائب روزگار ساخته ام . عشق ورزیدن و سوختن را بیشه خود کرده ام . عشق من عشق مجازی و یا صوری نیست . عشق من عشق الهی است . عشقی که در آن همه مردم باید بطور یکسان و با توجه به استعدادها ی خود از امکانات و نعمتهای الهی بهره مند شوند . در عشق و اعتقاد من دروغ و ریائی وجود ندارد بلکه همه چیز صاف و ساده  و بی آلایش است . تازه شروع کاراست نمی خواهم بیش از این سرتان را بدرد آورم در آینده نزدیک باب سخن را بادوستان و یاران عشق و حقیقت خواهم گشود.

علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :