ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: علی روحی - شنبه ٢٠ خرداد ،۱۳٩٦

لب و داندانت را حقوق نمک       هست برجان و سینه های کباب

شرح بیت

جان و سینه های سوزان ودردمند و کباب شده در آتش عشق تو مشتاقانه در پی وصال نهائی است ،  و روزها و شب های همره با ناله و زاری را تحمل می کند ،  و شوق دیدار تو در وجود عاشقان بیقرار طنین انداخته است ،  و روزها و شب ها و ماهها و سالها برای آنها معنی ومفهومی ندارد ،  و لحظه ها پشت سرهم می آیند ومی روند وگوئی زمان در بستر خود ایستاده است ،  و آنان مستغرق در عشق اند و از گذر زمان بی اطلاعند ودر یک لحظه آنی متوجه لقای معشوق اند  ، و سوختن و گداختن وذوب شدن در معشوق از آرزوها ی عشاق است ،  حیات برای عشاق واقعی بدون وصال جانان دارای ارزش نمی باشد.

 

نویسنده: علی روحی - جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳٩٦

درمیخانه را بسته اند دگر     افتتح یا مفتح الابواب

شرح بیت

اکنون بردرمیخانه قفل نهاده اند ،  ای گشاینده درها بازگشای ، باردیگر باورها و ارزشهای متعالی رو به سستی و کاهلی گرائیده است ،  آهنگ مزین مادیات با زیبائی ها و جاذبه های ظاهری به قلوب عارف رسوخ نموده و عارف سالک همچنان سرگرم مقابله با شهوات و هوسهای شیطانی است ،  ودردرون آن غوغای بزرگی برپاست و هواجس نفسانی با عوامل حقیقت طلبی درحال کشمکش ومبارزه اند ،  اگر گشاینده دری و یا فریاد رسی نداشته باشد  ، عاقبت آن به زشتی ها و پلیدیهای شیطانی خواهد انجامید ،  باید به خود بیائید و نیروهای با لقوه درونی را به بالفعل مبدل نمائید ،  و بایک حرکت منطقی و با گشودن درهای عشق و آزادی برروی خود ،  خویشتن را از رزایل درونی پاک سازید  ، تا به سوی خق پرستی صعود نمائید .  و یقین های واقعی را دردل آکنده از عشق و معرفت خود بوجود آورید ،  و با استمداد از آفریننده هستی به سوی میخانه هجوم آورده ودرهای قفل شده را یکی پس از دیگری بگشائید ،  تا به گم شده واقعی خود نایل گردید.

 

نویسنده: علی روحی - پنجشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳٩٦

تخت زمرد زدست گل بچمن       راح چون لعل آتشین دریاب

شرح بیت

گل زیبا به همراه چمن سرسبزبساط خودرا در پهن زمین گسترده است .  که تراوت و تجلیات آن برهمگان نشاط و شادمانی خاصی می بخشد .  و اگر بر اریکه عشق و معرفت تکیه کنی ،  به مراحل عالی صعود خواهی کرد ،  که دیگران و افراد عامی از درک آن غافلند ،  خضراء و حمراء گل و چمن نشانه ای از درسهای حیرت انگیز جهان هستی است .  که به ارواح فعال و پویا امید می بخشد ،  و انسانهای خواهان حقیقت را به جانب عشق و مستی سوق می دهد .  و با استماع آهنگ زیبای آفرینش کلیه غمهای بیکران زندگی رو به فراموشی سپرده می شود  . و جای آن را بزم شراب مست کننده صبحگاهی  می گیرد ف  و زندگی را برای جوینده حق شیرین و جذاب می سازد .  و یاس و ناامیدی را به امیدواری و سعادت مبدل نماید ،  در غیر این صورت افسردگی و انجماد وجود آدمی را فرامی گیرد .  چه بسا باعث انزوا و گوشه نشینی غیر معقول می گردد ، که چنین اقدامی با آهنگ دلنواز هستی و قافله زیبای بشری منافات دارد.

 

نویسنده: علی روحی - چهارشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳٩٦

میوزد از چمن نسیم بهشت       هان بنوشید دم بدم می ناب

شرح بیت

نسیم عطر آگین الهی از چمن درحال وزیدن است ،  و برشماست که از بوی آن مست گردیده ،  و اندکی از خود بیخود شده  ، و درعالم زیبای ملکوت غرق شوئید و لحظه به لحظه می خالص و گورا نوش کنید ،  تا دمدم بدم درحال سکر و مستی باشید ،  و از نعمت بیکران وزیبای آفرینش لذت ببرید ،  مومن واقعی مداوم درمستی بسر می برد او مست زیبائی های خداوندی است  ، و زیبائی و لذت را دوست دارد .  و همیشه در مورد فلسفه هستی و چگونگی آن به تفکر عمیق فرومی رود ،  و حیات عالم را بی هدف تلقی نمی کند .  و خلقت این همه زیبائی و موجودات پیچیده جهان هستی برای او دارای هدف است او در لابلای چرخهای عظیم و گسترده طبیعت بیهوده رها نگردیده است ،  بلکه باید مدت زمانی در این طبیعت مادی بسر ببرد تا آزمایشهای لازم بر روی او صورت گیرد و بعد از رسیدن به مرحله کمال از این خاکدان طبیعی به جانب مقصد واقعی خود برود ودربهشت ابدی به زندگی خود ادامه دهد.

 

نویسنده: علی روحی - سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳٩٦

می چکدژاله بررخ لاله     المدام المدام یا احباب     

شرح بیت 

برروی لاله های رنگین و سرخ فام چمن قطرات زیبای شبنم می نشیند ، بامشاهده آن ،  دل ما برای وصال به حقایق عالم هستی می تپد ودرسهای عشق و محبت دروجود ما شعله ور می گردد .  و درنسیم روحپرور بامدادی حکمتهای سازنده ای نهفته است که آدمی را به سوی گم شده خود باز می گرداند .  و مداوم و پی در پی برای دوستان و یاران مژده می دهد، که بیائید در بزم لاله های گلگون شرکت نمائید ،  و با همراهی و همدمی آنها شراب گوارای حقیقت را بنوشید تا به رموز حیات دست یابید .  و اسرارنهفته دردرون را بخوبی درک نمائید ،  برای فهمیدن مفاهیم و هدفهای اصلی زندگی نیاز براین است که خودرا با آفریننده حیات تطبیق بدهیم ،  و زمینه های لازم پذیرش اسرارهستی را درخود بوجود آوریم ،  و اگر گنجایش آن را داشته باشیم آنچه که میخواهیم به ما ارزانی می بخشد .  آری عشق یکی از گوهر گرانبهای آفرینش است با عشق ورزیدن است که دل آدمی زنده می شود وروح آدمی به تجلیات و تراوت واقعی خود نایل می گرددو از آرامش مطلوبی برخوردارمی شود .  اگر فضای خاصی برای خویشتن ایجاد نمائیم فلسفه حقیقی زندگی برای ما بخوبی روشن می شود ومسیر واقعی خوشبختی را بخوبی طی خواهیم نمود و به سعادت والائی دست خواهیم یافت که از آرزوهای دیرینه  انسانی است.

 

نویسنده: علی روحی - دوشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳٩٦

میدمد صبح و کله بست سحاب       الصبوح الصبوح یا  اصحاب

شرح بیت 

سپیده سحری از افق دور دست آسمان به سوی زمین می دمد ، وهوای لطیف و لذتبخش همه وجود مارا فرامی گیرد .  و پرده های ابر تاریکی یکی پس از دیگری درحال رفتن است و می روند ،  ای دوستان ودمسازان و همراهان دلنواز لطفا شراب صبحگاهی را بیاورید  ، تادمی بنوشیم ومست گردیم ، و خویشتن را از عالم مادی به عالم دیگر سوق دهیم .  شراب نوشیدن در بامداد فرحبخش درروی چمنهای زیبا و آکنده از گلهای سرخ و سفید دوست داشتنی و بسیار جالب و لذت آفرین است .  دراین بیت منظور از شراب نماز صبح می باشد ،  که عارف واقعی بعد از بیداری از خواب به طرف طبیعت جذاب می رود .  و درخلوتکده خود با خالق هستی به راز و نیاز می پردازد .  و غلیان شهوات دنیوی را در خود می کشد ،  و آنچنان غرق در وجد ونشاط الهی می گردد  ، که گوئی همه چیز را به فراموشی سپرده است ،  و فقط بخاطر یک چیز زنده است ،  و مست نور و تجلیات الهی می گردد ،  و به دنبال دمساز و همراه خود می شتابد، و آنچه که با روح شاداب و لطیف او موزون است موسیقی دل انگیز و نغمه دوست داشتنی کلام خداوندی است ،  با شنیدن و قرائت کلام زیبای الهی دل او آرام می گیرد .  و تمام غمهای بیکران حیات دنیوی از وجودش زدوده می شود .  او عاشق واقعی است کسی که صددرصد به آفریننده عشق بورزد ،  هرگز از زندگی خسته و ملول نمی گردد  ، و کلیه تنگناها ی ناشی از حرکت پدیده های بیشمار هستی را باآغوش باز می پذیرد .  و درمقابله با سختی ها از خود ضعف و سستی نشان نمی دهد .  و با اتکا به قدرت لایزال الهی به آرامش واقعی نایل می گردد.

 

نویسنده: علی روحی - شنبه ۱۳ خرداد ،۱۳٩٦

ای شهنشاه بلند اختر خدارا همتی        تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما

شرح بیت

ای بزرگ بزرگان ،  ای خوشبخت خوش اقبالان ،  ای نور جهان هستی ،  ای سرچشمه لایزال آفرینش ،  از روشنائی و جمال خداوندیت بما جرعه ای ببخش  ، تا ما هم از اسرارهستی آگاهی یابیم ،  و با بوسه های آتشین به خاک ایوان شما بیافتیم ،  و خواسته های خودرا بطلبیم ،  برای وصال به مراد و مقصود خود باید از دنیا و تمایلات کاذب آن بگذریم .  و به آنچه که با مسیر تکامل و کرامت انسانی سازگاری ندارد پشت پا بزنیم ،  و از تمنیات ظاهری وزودگذر ،  دست برداریم .  و بسوی الهی شدن حرکت کنیم .  و باید به دامن انبیا و پیشوایان حقیقی عشق پناهنده شویم ،  زیرا آنچه که آنها دیده اندو فهمیده اند ما آز آن غافل ایم ،  و به تنهائی نمی توانیم در دریای بیکران عشق گامی برداریم .

 

نویسنده: علی روحی - جمعه ۱٢ خرداد ،۱۳٩٦

گرچه  دوریم از بساط قرب همت دور نیست     بنده شاه شمائیم و ثناخوان شما

شرح بیت 

اگرچه ظاهرا از نزدیکی به شما محرومیم ولی همت واراده ما از شما دور نیست ،  یکی از بندگان مخلص شمائیم .  و شب و روز را در مدح و ستایش شما سپری می سازیم .  انسان در زندگی خود به یک همدم قوی و صادق نیاز دارد .  اگر تنها زندگی کند و تکیه گاهی نداشته باشد افسرده و منجمد می گردد . و از ادامه حیات رنجور و خسته می شود .  بنابراین اعتقاد به معبود هستی زمینه های آرامش و نشاط را در وجود آدمی شعله ور می سازد .  و فردی که از سکون و آرامش روحی خاصی برخوردارباشد می تواند کارهای مفیدی برای خود و اجتماع انجام دهد .  ولی اگر ایمان و اعتقاد قوی در فرد وجود نداشته باشد ضربات شدیدی برفرد مربوطه و اطرافیانش وارد می گردد . پس  باید شاهی داشته باشیم که بنده خاص او باشیم اگر از داشتن والی و سرپرست دلسوز محروم باشیم نمی توانیم اصلاحاتی در خویش و نزدیکان بوجود آوریم .

 

نویسنده: علی روحی - پنجشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳٩٦

ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو     کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما

شرح بیت

بعد از تمرین و ممارست و ریاضت کشیدنهای طولانی و عبور از گردابهای سخت و دشوار حیات طبیعی به گوشه های از حقایق دست یافته ایم  . و آنچه که فهمیده ایم رازهای فاش نشده ای است که بیان آن موجب حیرت و شگفتی است .  بنابراین برباد صباست که اندوخته های مارا به ساکنان شهر یزد منتقل نماید و آنهارا از واقعیتهای ناب و خالص آگاه سازد .  و آنان که از حق بدورند آنها را به راه و روش درست و یقین واقعی آشنا نماید . و برماست که از گوشه های عزلت و تنهائی بیرون آئیم ودرمیان مردم رفته ومردم را بسوی باریتعالی دعوت نمائیم . تا همگی به ریسمان خداوندی چنگ زنیم و پیام سحر آمیز حق را درجهان هستی منتشر نمائیم  . تا دیگران هم مسیر واقعی زندگی را بیابند و با هدفهای عالی که خواست خالق هستی است به حیات خود ادامه دهند.

 

نویسنده: علی روحی - چهارشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳٩٦

میکند حافظ دعائی بشنو آمینی بگو      روزی ما باد لعل شکر افشان شما

شرح بیت

به مناجاتهای سوزناک سحری حافظ توجهی بینداز و آمینی بگو و لب لعل گوهربار شما روزی ماست ، در جهان هستی قانونی وجود دارد و همه موجودات عالم از آن مقررات پیروی می کنند .  و نیروئی در درون آنهاست که خواه و ناخواه آنهارا به سوی شکوفائی و رشد سوق می دهد .  و بعد از گذراندن مراحل سخت حیات مادی تدریجا به جانب حیات واقعی کشیده می شوند .  و با اندک تفکر عمیق و بازگشت به خویشتن راه و روش زندگی را بخوبی می فهمند وروزی خودرا درماوراء طبیعت جستجو می کنند . و به لذایذ آنی و زود گذر بی اعتنا می گردند و آنهارا پلی برای نیل به اهداف دراز مدت تصور می نمایند .  و شبانه روزی در حین کار و فعالیت مستمر مشغول راز ونیاز با آفریننده هستی اند .  ودر بین پدیده های الهی انسان از امتیاز خاصی برخورداراست  ، زیراکه گل سرسبد آفرینش است و در خلقت این موجود پیچیده رازهائی وجود دارد که به جز خداوند متعال کسی قادر به درک عمیق و کشف آن نیست .  انسان تکاپو گر در پی یافتن حقایق جهان است و با مغز کنجکاو خود می تواند به کشف بعضی از اسرارهستی بپردازد.

 

مطالب قدیمی تر »
علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :