درکوی جانان (63)
-
قوای رحمانی محصول سیرانسان است درعالم معقولات وقوای شیطانی نتیجه توجه است به محسوسات و ابتلاء به علایق مادی حاد ، لذا راه نجات حقیقی از سلطه ی قوای غیررحمانی ، تقویت نیروی معنوی است این تقویت گاه حاصل تفکر و عمل خودشخص است ، و گاه محتاج تعلیم حقایق توسط صاحبان نفوس معنوی است
-
اشرف و افضل معجزات انبیا ء علم و حکمت است و این دو برای خواص است ، به جهت آن که ایشان صاحب قریحه ی نافذه و فطنه ی قویه می باشند و باطن ایشان خالی ازتقلید و مجرد از مذاهب موروثی و مسموعی از آباء و اجدااست ، و ایمان ایشان نسبت به انبیاء به میزان علم و حکمت است و محتاج به خوارق عادت نیستند ، خوارق عادت برای عوام و بلها ست ، زیرا که ایشان را فطانت فهم حقاطق نیست ، درمعجزه رویت با بصر شرط نشده است ، زیرا افاده ی تواتر اقوی است از رویت به بصر ، به جهت آن که خطا دربصراقوی است ازخطا دربصیرت ،
-
قرآن کتاب جاویدان خدای تبارک و تعالی و قانون اساسی اسلام و معجزه ی بزرگ و یادگار ماندگار حضرت رسول اکرم (ص) و نخستین مرجع عقاید و احکام و اخلاق و آداب و شعائر اسلامی است ، خدای تبارک و تعالی در این کتاب مقدس ، گنجینه های معارف و رازهای سر به مهر حقایق و اصول عدالت و راه و روش رسیدن به سعادت و رهنمودهای سیرو سلوک و دستورالعمل های هدایت را به ودیعت نهاده است ، و حقایق و رازهای الهی در آیات بینات این کتاب مقدس متجلی است .
-
حافظ هرشی حقیقت آن شی است .
-
آری توحید مایه ی دین است ، اول همه علوم و مایه ی همه ی معارف توحید است ، حاجز میان دوست و دشمن توحید است ، ثبات هفت آسمان و زمین توحید است ، نورکونین از نور توحید است اولین گوهر از صدف معرفت توحید است ، چون نور توحید درتو تحقق یافت زبان دل گنجینه حکمت شود ، و سمع دل صدف درامانت گردد .
نقل از صفحه34-35-38-48-51ازکتاب نبوت و امامت ، و خورشید و اختر تابناک آسمان ولایت ، چاپ چهارم ، نشر انتشارات آستان قدس رضوی تالیف علی الله وردیخانی
لغات
اشرف : شریف تر ، بزرگوارتر ، بزرگ قدرتر
افضل : فاضل تر ، افزونتر ، برتر ، بالاتر درعلم یا حسب ، افاضل جمع
قریحه : طبع ، ذوق ، ادراک و قدرت طبیعی درگفتن شعر و کتابت، قرائح جمع
نافذه : به کسر فا و فتح ذال ، مونث نافذ ، پنجره یا روزنی که از آن نور داخل خانه شود ، نوافذ جمع
فطنه : زیرکی ، هوشیاری ، دانایی
موروثی : موروث ، ارث گذاشته شده ، مالی که به ارث به کسی برسد ، کسی که ارث بجا گذاشته ،
مسموعی : مسموع ، شنونده ، شنیده شده ،
خوارق : جمع خارق ، پاره کننده ، دراننده ، ازهم درنده ، آنچه عادت و نظام عمومی و طبیعی را به هم زند
بلها : به ضم با و فتح لام ، ابله ، زن نادان و کم عقل
فطانت : به فتح فا و ن ، زیرکی ، هوشیاری و دانایی درامری ،
بصر : به فتح با و صاد ، حس بینایی ، چشم ، ابصارجمع
تواتر : پی درپی شدن ، پشت سرهم آمدن ، پیاپی بودن
اقوی : قوی تر ، تواناتر ، محکم تر ، نیرومندتر
حاجز : به کسر جیم ، مانع ، حائل ، آنچه میان دوچیز واقع شود ، جدا کننده ی دوچیز و نیز به معنی ظالم و تیزی شمشیر، برزخ
کونین : دوکون ، دوجهان ، دنیاو و آخرت
سمع : گوش ، حس شنوایی ، اسماء جمع اسامع و اسامیع جمع جمع
در: به ضم دال و مشدد را ، مروارید درشت ، واحدش دره ، دررو درات جمع
درکوی جانان (62)
-
بنابراین پاکی مطلق ، تنها خداوند تبارک و تعالی سزاواراست اگر چنین نبود چرا بایست هزران نقطه ی عصمت و نبوت درخجالت برزلات صفیره ی ترک اولی در آیند؟ این صدور سهو و نسیان بدان جهت است تا عالمیان بدانند که درهجده هزارعالم ، جز ذات اقدس الهی به پاکی مطلق ، متعوت نیست .
-
حضرات انبیا از لحاظ شان و مقام یکسان نیستند لذا از لحاظ انجام تکالیف ووظایف نیز برابر نمی باشند بسا که انجام پاره ای امور برای بعضی از آنان ، ترک اولی محسوب شود وبرای برخی دیگر نسبت به علو شان و مقامشان معصیت به شمارآید ، اثم و عصیان و ذنب هرچند به معنی گناه است لکن مراتبی دارد ازحضرات انبیاء و اولیا ء گناه سرنمی زند ، یعنی امری که صرف مضرات معنوی باشد یا مضرات معنویش برمنافع آن غالب باشد بلکه حداکثر از آنان ترک اولی ممکن است صادر شود نه معصیت ، و اگر هم احیانا معصیت نامیده شود مجازا معصیت است نه حقیقتا ، گرچه از بعضی از حضرات انبیا ترک اولی سرزده است ولی ترک اولی نه عصیان است و نه ارتکاب به امری ازامور مکروه و نه ترک واجب است و نه ترک امری از امور استحبابی ، بلکه درمقام آزمایش یک امر تعبدی است ، بنابراین ترک اولی دلیل برفقدان عصمت در آن ذوات مقدس نیست ، آنان هم دارای عصمت علمیه و هم عصمت عملیه اند.
نقل از صفحه 24-25ازکتاب نبوت و امامت ، و خورشید و اختر تابناک آسمان ولایت ، چاپ چهارم ، نشر انتشارات آستان قدس رضوی تالیف علی الله وردیخانی
برخی ازدانشمند نمایان دربیان حقیقت اعجاز ، معجزات را طوری تاویل کرده اند که مطابق علوم ظاهری روز باشد ، اما زحمات ایشان بیهوده و عقیده آنان مردود است ، معجزات هرچند اموری ناشناخته و حیرت انگیزند ، ولی نه محال ذاتی هستند که عقل آن را ابطال کند مانند جمع نقیضین ، و نه خلاف قانون علیت اند ، اگر وقوع معجزات عقلا محال بود ، میلیونها صاحبان خرد بدون هیچ تردیدی آن را نمی پذیرفتند ، درحقیقت ریشه ی معجزات چندان هم ناشناخته نیست ، زیرا نظام طبیعت در هرآنی زنده را به مرده تبدیل می کند ومرده را به زنده و حادثه ای را به حادثه ی دیگر، معجزه به اذن الهی تابع قانون علیت خصوصی است ، درقانون علیت عمومی تاثیراسباب عادت مستمر مشهود تنها با روابط و شرایط مخصوص است ومعلول تدریجا پدیدارمی شود ، مثلا تحت ضوابط خاص زمانی ، مکانی ، ممکن است عصا تبدیل به اژدها ، و مرده زنده شود ، و یا معلولی بعد از ده ها سال بوجود آید ، ولی درقانون علیت خصوصی حصول مسبب با روابط مخصوص و شرایط زمانی و مکانی خاص نیست ، بلکه با هرشرطی که اتفاق افتد یا حتی بدون شرط و علت ابتدایی و تنها به اراده کننده فورا به وجود آید ، پس گرچه به حسب عادت ، هرمعلول طبیعی علتی طبیعی دارد اما التزامی ندارد که علل طبیعی امور همواره همین علل شناخته شده باشد بلکه ممکن است علل دیگری هم داشته باشد امروزه علم منکر این امور نیست و نمی تواند کارهای عجیب و خارق العاده ی صاحبان ریاضت را پرده کشد ، و انسان براثر ریاضت های سخت ، می تواند دارای چنان قدرت و نیرویی شود که یک سلسله امواج مرموز و نیرومند را تحت تصرف خود درآورده تصرفات و تحریکات عجیبی از طریق قبض وبسط انجام دهد ، چه رسد به معجزه و اراده ی قاهر الهی بروقوع آن .
نقل از صفحه 32-33ازکتاب نبوت و امامت ، و خورشید و اختر تابناک آسمان ولایت ، چاپ چهارم ، نشر انتشارات آستان قدس رضوی تالیف علی الله وردیخانی
لغات
زلات : زله ، زلت ، لغزش ، خطا ، خطیئه
علو : بلند شدن ، بالا رفتن ، بزرگوارشدن ، بلندی ، بزرگی قدرومرتبه ،
شان : مقام ، مرتبه
اثم : بزه ، گناه ، آثام جمع
ذنب : گناه ، کارناروا ، جرم ، ذنوب جمع
استحباب : دوست داشتن ، خوب و نیکو شمردن ، برگزیدن ، مستحب دانستن ،
ذوات : جمع ذات
قبض : گرفتن ، گرفتگی ، تنگ کردن ، خلاف بسط
مسبب : سبب شونده ، سبب ساز ، باعث ، علت
بسط : گستردن ، فراخ کردن ،
قاهر : چیره شونده ، چیره ، غالب ، زبردست ، شامخ ، قواهر جمع
درکوی جانان (61)
-
گاهی دواعی نفسانیه بعضی مغفلین را برای شهرت به ادعای نبوت و امامت و مرشدیت وامی دارد ، خداوند رحمان حضرات انبیاو اوصیاء کرام و درغیبت ایشان اولیاء خودرا می گمارد تا بدین وسیله مدعیان کاذب را مجالی نماند و مریدان صادق تجلی نهاررا از لیل غاسق بازشناسند ، این شخصیت های والامقام درحقیقت کتاب ناطقند و آیات حقیقت ازوجودشان ظاهراست لکن این محبوبین الهی برای اتمام حجت و بسط هدایت آثار الهیه یعنی کتب مقدسه ای ازخود به یادگارگذاشتند وراه سیرو عروج درحقایق اصولیه دین را برای متعطشین زلال اسرارهموارساختند چه ، جوهر و چکیده ی حکمت اسلامی دراین اصول نهفته است ، و مادام که سیردرمراحل حکمیه اصول دین نشود ، از سایر حقایق و معارف ، استضائه چندان نخواهد بود .
-
واماحقیقت وجوب تکالیف سمعیه آن است که این تکالیف علت است برظهورتکالیف عقلیه و کسی که مراقب باشد برفعل واجبات سمعیه ، هرآینه مباشرت ورزد برفعل واجبات اصلیه و اجتناب ازقبایح عقلیه ،
نقل از صفحه 12ازکتاب نبوت و امامت ، و خورشید و اختر تابناک آسمان ولایت ، چاپ چهارم ، نشر انتشارات آستان قدس رضوی تالیف علی الله وردیخانی
فواید بعثت انبیا
-
تقویت عقل و تاکید حکم اوست دراحکامی که عقل مستقل است در آنها.
-
دلالت کردن عقل است به احکامی که عقل مستقل درآنها نیست .
-
نتیجه کردن و آگاه نمودن عقل است به تحصیل معرفت الهی که سرمایه ی حیات و بقای جاودانی و سعادت دوجهانی است .
-
غرض و حکمت از ایجاد و خلق معرفت و عبادت است ، و آن عبادت و معرفت حاصل نشود مگربه رجوع به کلام حقه نبی ، این نیز معلو م است که دنیا منزلی است ازمنازل مسافرین به سوی حق تعالی و کسی که اهمال و غفلت ورزد ازتدبرمنزل ، سفر او تمام نخواهد شد و مادامی که امر طاعت او دردنیا منظم نباشد ، امر انقطاع او به سوی حق تعالی که سلوک است تمام نخواهد شد و این موفقیت ممکن نیست مگر رجوع به طریقه و قانون کاملی که به ایشان دهد راهی که موصل باشد بربقاء حق تعالی ، واجب است که آورنده ی این قانون ازجنس ایشان باشد .
-
پس نبی باید منزه باشد ازسهو و نسیان و خطا ، زیرا که اوست درنهایت صفای نفس و درغایت اشراق عقل ، نبی باید حافظ باشد آنچه را فهمیده و هرگز فراموش ننماید زیرا که نفس اومتصل است به لوح محفوظ ، لازمه عصمت علمی یا عملی ، عدم عروض هیچ گونه نسیان به حضرات انبیا و اولیا نیست ، اگرزمانی نسیان برآنان راه یافت یا به ظاهر اشتباهی نمودند اولا ازنوع نسیان منافی با عصمت نیست ، که منتهی به گناه و موجب خسارت گردد ، ثانیا امکان دارد که زمانی به مشیت الهی ، نسیان برای حضرات انبیا و اوصیاء پیش آید ولی چنین نسیان رحمانی به فرموده امام صادق (ع) نعمت الهی بوده از اسباب تقویت معنویات است ولو ظاهرا جزو معقولات محسوب نشود ، اما نسیان شیطانی که موجب تضعیف معنویات و شقاوت ابدی است مسلما درجرگه ی معقولات نیست ، در نسیان رحمانی معانی حکمی مافوق تصور نهاده شده است و همان طور که از عدم سهو و نسیان معانی بی شماری حاصل می شود از سهو و نسیان نیز همان معانی و بلکه بالاتر از آن عاید آنان می گردد.
نقل از صفحه 19-23-2417-18ازکتاب نبوت و امامت ، و خورشید و اختر تابناک آسمان ولایت ، چاپ چهارم ، نشر انتشارات آستان قدس رضوی تالیف علی الله وردیخانی
لغات
دواعی : سبب ها ، انگیزه ها ، جمع داعیه
مغفلین : مغفل ، نادان ، کم هوش ، کند ذهن
کرام : جمع کریم
غاسق : تاریک ، سیاه ، شب تاریک ، مارسیاه ،
بسط : گستردن ، فراخ کردن ، وسعت دادن ، فراخی ، وسعت
عروج : بالا رفتن ، به بلندی برآمدن ، ببالاآمدن
متعطشین : تشنه گان
استضائه : روشنی خواستن ، طلب روشنایی کردن ، روشن کردن ، روشنی پذیرفتن
سمعیه : گوش ها و حس شنوائی ها
قبایح : جمع قبیحه ، زشت ، کارزشت
انقطاع : قطع شدن ، بریده شدن ، گسستن
موصل : جای وصل و پیوند کردن ، محل وصل
لقاء : دیدارکردن ، دیدار ، درفارسی به معنی روی و چهره هم می گویند
درکوی جانان (60)
هراندازه بنده درقبال نعمت هدایت و هادی الهی شاکر باشد ، به همان اندازه نور حکمت و علوم و معارف الهی در دلش متجلی می گردد چنین قدردانی و سپاسگزاری موجب افزونی پاکی دل و افزایش اسرار الهی در دل می گردد و مقام انسان را از فرشتگان بالاتر می برد . شکر را لذت و حلاوتی ماوراء سایرحظوظ است و برای عارفان حقیقی هیچ لذتی بالاتر از لذت شکرنیست .
نقل از صفحه 240جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
اما خدادرهای خیانت را به روی عاشقان خود مسدود کرده است و درهای خیرات و برکات را به روی اینان گشوده است آنان بندگان صالح خدا ، عاشقان او ، امناء الهی و خادمین حقیقی درگاه احدیت هستند و درکنف حمایت او.
نقل از صفحه245جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
اهل معرفت که قدم درجای پای حضرات اوصیاء و اولیا گذاشته اند ، بسی بیش از حکماء به مقصد نزدیکند . البته غرض ترک تفکر و تعقل نیست اما بسا از حکماء و فلاسفه که به علت مراجعه به عقل خود درمعالجه خویشتن ، عاقبت منحرف شدند . لذا امر است که انسان در جستجوی عارفین و علمای ربانی ، آن پزشکان متخصص روحی باشد و بدون چون و چرا در نسخه های آنان تسلیم گردد.
نقل از صفحه 254جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
در اثر فقدان تقوی دود تیره ی معاصی آئینه دل را تیره و تارنموده ، آن را از حالت اصلی خود برمی گرداند . عارف دیو هوس و مشتهیات نفسانی خودرا به زنجیر تقوی مقهورسازد ، زیرا نفس آتشی است خاموش نشدنی و فروزان ، که اگر دمی انسان را غفلت زده بیند ، ناگهان دوزخ آسا شعله ور شده و خرمن سعادت و حیات را خاکسترکند .
نقل از صفحه 258جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
طالب باید راه افراط و تفریط نپیماید ، زیرا در چنین صورت ممکن است ازشیاطین و اجانین اورا به صورت مرشدی پیدا شود که ظاهرا اورا ارشاد کند و لیکن درحقیقت وی را از اعتقادات صحیح خارج سازد .
نقل از صفحه 322جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
جوهر روح انسان ، الهی است که به دلیلی هبوط کرده و مهجورافتاده است و او می کوشد نخستین مقام خود بلکه بالاتر از آن را دریابد . درروح انسان عالی ترین واقعیت و درجسم او دانی ترین نوع آن جای گرفته ، دل انسان کامل ، عرش خداست و عقل او قلم تقدیر ، و جانش لوح محفوظ پس انسان در وجود خود حامل مثال اعلای همه چیز است . انسان از درون خود علمی ورای عقل و منطق دارد و دستیابی بدان از طریق تفکر نیست ، بلکه تنها از صافی دل از آنچه خداست میسرگردد پس شرط اصلی وصول بدان معرفت ، دلی صاف و بی غش است تا مرآت حق گردد.
نقل از صفحه 323جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
درکوی جانان (59)
اما تفکری که معلول عقل ظاهری باشد فاقد ارزش است و نتایجی که ارائه می دهد حقیقی نیست از این رو نباید برعقل ظاهری متوقف شد قبل از اقدام به هرکاری باید با تفکر,خیرو ضررآن را محاسبه نمود باید از ضررکثیراجتناب ورزید و به امری اقدام کرد که درآن خیر کثیرباشد در اقدام به کاری که هم مشتمل برخیرکثیراست و هم ضرریسیر، طوری عمل کرد که آن ضرریسیرهم به ظهورنرسد . چنین تفکری انسان را به حکمت می رساند و مراتب توکل سالک را بالا برده اورا به کمال انقطاع از ماسوای حق نایل می گرداند . مقام باطنی هرکس درپیشگاه خدای لایزال به نسبت مراتب انقطاع اوست .
نقل از صفحه 220جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
اغلب گرفتاری ها و بدبختی ها و نارضایتی امروز بشر ثمره ی اعمال و افکار گذشته ی ایشان است . چنان که درخت دردرون هسته ی خود بالقوه موجود است . همین طور همه حوادث عالم در توی علل خود موجود و مندرجند این حوادث ، تظاهرات خارجی علل خود هستند هرچند ظاهرا شباهتی از حیث شکل و طبیعت و شدت و ضعف میان عللو معلولات آنها دیده نشود . انسان هردم با اعمال و افکارخود تخم های نو می افشاند و فردا بدون تردید ثمره ی آنهارا خواهد دید . . غالبا هرکسی امروزآن می درود که دیروز کاشته است ، اکثر عقول به علت ناتوانی از درک علل ناراحتی ها و گرفتاری های فردی و اجتماعی خود ، حیران و متعجب مانده از فرط نادانی ودرماندگی ، عدالت و حکمت خدایی را انکارمی کنند اما درنظر مرد بینا دل که با چشم و بصیرت ، اسرارخلقت را می بیند همه مبنی برعدالت و حکمت محض است و به هرکس رنجی رسد که شایسته آن است ، و اگر هم از طریق آزمایش و یا مصلحت رنجی رسد بدون مکافات نماند.
نقل از صفحه 225جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
دل های عاشقان الهی درمعرض غارت سلطان عزت است نه غارت شیاطین ، آن که غارتگر دلش سلطان عزت باشد او به ماسوی اعتنایی ندارد ، عاشق دلسوخته به مرغ بریان نیاساید عاشق جمال را مال و منال دنیا مسدود نکند ، بلکه همه امکانات موجب تقرب اوست .
نقل از صفحه 230جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
وصال دوست در پس پرده های مصائب و دیوارهای ناملایمات پنهان است ، هرآن کسی که گلچین است و خاطرش به غنچه گان بوستان علاقه مند باید نیش های خاررا بپذیرد تا از لطافت جمال گل کام بردارد . طوبی به حال کسی که سراپرده ی جانش خلوتگه دوست باشد . دلی شایان خلوتسرای دوست است که از عدم منیت معمور و از می ناب مخمور . آنجاست انتهای مکان و ازل لازمان ، ازلی که آن را ابتدا نیست و ابدی که اورا انتها نی ، طالق دارالفناء و مطلوب دارالبقاء ، مظهر انوارسبحانی و مترنم بذکر ربانی فارغ از هجر وصال و وارسته از نقص و کمال.
نقل از صفحه جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
ضرریسیر: ضرر کم
درکوی جانان -58
بنابراین سالک باید همواره به عجز خود مقرو معترف باشد ، از کبرو غرورو خود بینی اجتناب کند در برابر عظمت پروردگارمتعال خاضع و خاشع باشد تا مشمول لطف و نظر خاص حق شود و عشق الهی درکانون قلبش شعله ورگردد ، عاشقان حق از الست مست آمدند و از باده ی الست سرمست آمدند که مشتاق و عاشق وطن اصلی خویشند و با دنیا نیامیزند ، چنانکه اگر قطره ی روغنی را زیردریا و میان گل نهند به تدریج از آن گل جدایی جوید و به آن همه آب نیامیزد اگر فرصتی یابد به یک ساعت روی آب آید و جملگی آب را زیرقدم آرد و بدان همه جواهر التفات نکندولی اگرقطره ی دیگری روغن یابد دست موافقت برگردن مرافقت اندازد و اگراز دولت وصال ، شررآتشی یابد خودرا فدای آن سازد . نفوس انسانی که قطره ای از دریای دنیا هستند زود با دنیا در آمیزند ولی ارواح خدایی با آن نمی آمیزند . اگر از دولت وصال شرر آتش تجلی حق بینند به همگی وجود در او آویزند و جان خویش را بذل او کنند ، بسوزند و از این سوختن بوی خدایی برخیزد و مشتاقان را سرمست گرداند .
نقل از صفحه 215 جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
عارفی گوید پس از آنکه به ملاحظه و مداقه در اشیاء خودرا خسته کردم ، اندیشیدم که مبادا آنچه برراصدین کسوف حاصل می شود برمن نیز واردگردد چه نظر کنندگان به خورشید اگر بی احتیاطی نموده و حایلی درمیان ننهند ممکن است کورشوند ، لذا ترسیدم که اگر اشیاء را با چشم تن بنگرم و برای درک و شناخت آنها حواس ظاهری خودرا به کاربرم دیده ی عقلم نابینا شود . پس دانستم که باید به عقل رجوع کرده و حقیقت را تا حدی بدین وسیله ادراک نمایم . البته گرچه تمثیل فوق ممکن است کاملا صحیح نباشد و معتقد نیستم که سنجش عقلانی اموربه مثابه ی نگرش از وراء حایل و حجاب باشد ولی نگریستن به عوارض اشیاء نزدیک به این حال است . لذا عقل را برگزیدم و بنارا براین گذاشتم که احسن وجوه را پایه و اساس بگیرم . آنچه را که بهتر یافتم حقیقت دانم و آنچه را با نیکویی موافق نبینم غلط و خطا پندارم .
نقل از صفحه 219 جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
درکوی جانان (57)
آری کسی که به عهد خداوفادارباشد ، خدای تبارک و تعالی اورا در دنیا و عقبی اجر عظیم عنایت فرماید نور عشق الهی درکانون دلش متجلی گردد به مقام حق الیقین و وصال نائل گردد و دارای احسن الحال شود .
نقل از صفحه 193 جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی الله وردیخانی
سعادت ابدی انسان در پرورش و بارورنمودن استعدادهای باطنی خودبه حد کمال است ، هدف مکتب عرفان این است که انسان با تزکیه و تکامل روح بتواند از مرتبه روح حیوانی گذشته به مرتبه روح انسانی و روح الهی برسد ، به اصطلاح قرآن ، سیر تکامل را از نفس اماره آغاز کرده به مرحله نفس لوامه رسد ، آنگاه با طی مراحل تکاملی آن قدم درمرتبه ی والای نفس مطمئنه گذارد . نهاد انسان به منزله ی اصله ی درخت وحشی است و تعلیم و تربیت اصیل به منزله پیوندی الهی درهمان اصله است تا گل و میوه ی آن عالی ترو بلکه اعلی گردد . ریشه ی آن به منزله ی نهاد او و ساقه و شاخه و برگ و میوه اش به منزله ی اکتساب بعدی اوست نه می توان اصالت نهادرا درانسان منکرشد ، و نه نقش تعلیم و تربیت را درتکوین شخصیت انسان نادیده گرفت .
نقل از صفحه 205 جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی الله وردیخانی
سالک باید با تفکر و تعقل الهی مراتب تزکیه خودرا افزایش دهد تا مراتب پرهیز او از نواهی و محرمات الهی و سلم و انقیادش به مرتبه کمال رسد ، وقتی منیت و خودخواهی او زایل شد و درعالم محبت ساکن گردید ، با کمی تفکر ، حق و باطل معلوم می شود و اختلاف و تفرقه از میان می رود . درآن مقام دیگرسلیقه نقشی ندارد و مانعی برای تحقق کمالیه وحدت نیست . اگر وحدت قلبی درجمعی تحقق یابد ، آنان درواقع یک روح درچند قالب هستند . اما دروحدت ظاهری ولو هزران نفر گردهم آیند ، بدون طی مراحل محبت و ایثار ، آثار الهی و حقیقی از آن ظاهرنگردد.
نقل از صفحه 211 جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی الله وردیخانی
درکوی جانان (56)
مردان الهی که به مرحله اعلای تقوی و یقین قدم گذاشته و حقیقت را دربرگرفته اند ، چنان نورالهی آنهارا فراگرفته که اگر تمام دنیا در مقابلشان صف آرایی نماید باکی ندارند ، بلکه به قدری صاحب عظمت روحی هستند که دلشان برجهالت ایشان می سوزد چنین افراد می توانند ابراهیم وار ملکوت آسمانها و زمین را مشاهده کنند و درفضای عالم لاهوت و ملکوت به پرواز آیند .
نقل از صفحه 180جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
آری ندای حق دائما به گوش دل می رسد و اتصالا مارا به سوی شهود باطنیه و مشاهده ی جمال ازلیه دعوت می کند ، اما به شرط ریاضت و مجاهدت ، به شرط تقوی و اتحاد و اتفاق ، به شرط تحمل درد و رنج و بلا بدون استقبال از این امور این منصب عالیه نصیب کسی نگردد از این رو طالب حقیقت باید درحد کمال خودرا برای ریاضات و مجاهدات رحمانی ، تقوی و تزکیه نفس ، اتحاد و اتفاق ، تحمل درد و رنج و بلا آماده نماید .
نقل از صفحه 189جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
حقیقت یا باطن هرچیزرا تنها به وسیله شهود باطنیه می توان شناخت ، شهود باطنیه با مشاهده ی باطنی برتر ، روشن تر و اصیل تر از آن است که با عبارات و کلمات وبیانات بشری به مقام وصف در آید پایه و اساس بقاء زندگی به شهود باطنیه است ، شهود باطنیه سرچشمه قوای باطنیه و ادراکات است ، همچنان که اصوات درکوه ها انعکاس می یابد ، ادراکات و قوای باطنیه از شهود باطنیه کمال می یابد و اوج می گیرد .
نقل از صفحه 190جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
اهل حق دارای یقین الهی هستند ، لذا شبانه روز هرگونه زحمات طاقت فرسارا متحمل می شوند در برابرتحمل هر زحمت و مشقتی ، سرورخاصی درکانون دل آنها جلوه گراست ، زیرا پرده از قبال دیدگان دل آنها برطرف شده و حجابات ظاهری در آنها بی اثر است ، چنین مردان الهی لوحه ای زیردست نقاش عوامل طبیعی نشده بلکه مدام نقش مشیت الهی را روی طبیعت و انسانها ترسیم می کنند ، نقش و حرکتی نامحدود و لایتناهی .
نقل از صفحه 192جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
درکوی جانان (55)
******
کمال بصیرت و بینایی الهی در آزادی از قیود مادیات است .بدون این آزادی ارتباط با جهان هستی همچو لمس کورکورانه است که اصلا بهره ای ندارد ، گرچه مایه این بصیرت درهمه است ولی نافذیت آن از وقتی شروع می شود که آزادی روحی از قیود مادیات آغاز گردد در غیر این صورت ، تلاش و فعالیت آدمی بهره ای ندهد و او به جای حقایق ، پرده ها و حایل هارا هدف قرارداد ه در آن جهت می کوشد و به عوض ارتباط با حقیقت ، با پوشش ها ارتباط برقرارمی کند گذشتن از این حجابات ، اولین گام در عالم حقیقت است و تحقق آن بدون حصول تقوی میسرنیست .
نقل از صفحه 163جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
علم الهی سرمایه جاودانی است که خداوند تبارک و تعالی در اختیار بشر نهاده ، اما کیست که طبق این علم الهی رفتارنماید ؟ این که انسانی با وجود داشتن علم الهی باز در خود پسندی ها و خودکامگی ها و خودخواهی ها غوطه ورباشد ، بسان این است که شخصی در شب تاریک روی سنگلاخها و پرتگاه های خطرناک راه برود و شمع و چراغی را که فراراه او روشن شده خاموش سازد !
نقل از صفحه 171جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
مرد الهی به توفیق حق ، مراحل این عالم را شب و روزطی می نماید و برای رسیدن به مرتبه نهایی ، متحمل مشقات و زحمات طاقت فرسا می شود گرچه در بین راه گاهی با موانع باز دارنده ای برخورد می کند لکن چون اراده ی او متصل به اراده ی حق است و دل هرلحظه با حضرت احدیت اتصال دارد موانع را از پیش پا برداشته به سیرخود ادامه می دهد .
نقل از صفحه 173جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
همه ی سفرای الهی دعوت به اتحاد و اتفاق توحیدی کرده و آن را عامل سعادت ابدی معرفی نموده اند چنان که اشرف کاینات می فرماید : من برای تحقق اتحاد توحیدی بین انسانها آمده ام تا شجره ی خبیثه تفرقه اندازی و نفاق را ریشه کن کنم و شربت محبت و عشق را به کام ایشان ریزم . خودبینان و دنیاپرستان که تن به ذلت داده اند هرگز نمی توانند واجد مقام و منصب الهی یقین و اتحاد توحیدی گردند ملتی که فاقد اتحاد توحیدی باشد برمراد بیگانگان می کوشد و سرانجام همان می شود که آن مرد الهی فرمود : مردان شما طعمه لاشخوران بیابان و کودکان شما آواره می گردند .
نقل از صفحه 178جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
درکوی جانان (54)
*****
البته امراض روحی بسی صعب تر از امراض جسمی است زیرا که امراض جسمی اکثر بلکه عموم مردم را مدرک است لکن امراض روحی از اکثر مردم محجوب است . روح انسانی و قوای عقلی به تاثیر احکام هوی و نفس منصبغ گردد و در تبعیت به قوای غضبه و شهویه منغمس و منهمک شود و این حال ، در اثر بعدیت از آن اطباء الهی و اعراض روح از عالم قدس ، عارض و طاری می گردد . چندان که روح انسانی و قوای عقلی مغلوب نفس اماره گردد ، انغماس و انهماک در قوای غضبیه و شهویه روح عقلانی را حاصل آمد و مستعمل درخدمت اغراض جسمانی و نفسانی می گردد در این حال است که انسان را امراض روحی پدید آید .
نقل از صفحه 154جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
عدم در اصل عدم ادراک است و هرسالکی به نسبت مراتب عدم ادراکیه خویش ، عدمیت را دارااست ممکن است سالکی به مرحله ای از مراحل رسد که عقلش به عللی از ادراک آن قاصر شود و متحیرگردد و سحاب حجاب آسمان پندار ، عقلش را بپوشاند لکن به سبب ابقا درد و طلبی که دارد به واسطه ی استاد در نفس او به حرکت آید ، سناء برق وحدت از پشت حجاب ظاهرگرددو آن عدم ادراک به وجود ادراک مبدل شود . نفس صبح وصال به او دمیده گردد و شب هجران به سر آید ، کوکب هدایت نمایان گردد و قمر ولایت ظاهر شده و شمس رسالت از شرق نبوت طالع گردید ه ظلمات کثرت را به مغرب وحدت رساند .
نقل از صفحه 157جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
درخدمت استاد باید که به قلب و قالب و یمن و یسار و به علم و عمل و فلسفه و منطق خویش ننگری و گمان مبری که از حیث مقام باطنی از او درگذشته ای ، زیراکه تحصیل ظواهر علوم علت ارتقاء مقام نیست تو هنوز نسبت به مراحلی که او پیموده است متحیری و بی خبر ، و باید که همچون صدف دهان قابلیت باز کنی و قطره ی باران معرفت را که از سحاب معانی برتو نصیب می گردد به واسطه ریاح نفس استاد که از آسمان ولایت نازل می شود قابل شوی و درصدف صدر نگهداری و از وساوس نفس اماره محفوظ کنی و به آب طاعت و آتش عشق آن را بپروری تا به مرورایام در معانی ظاهرشود و جواهر حکمت عیان .
نقل از صفحه 158جلد سوم کتاب سفر به کعبه جانان چاپ اول سال 84 نشر انتشارات دانشگاه تهران تالیف علی اللهوردیخانی
لغات :
منهمک : به ضم میم و فتح ه کسر میم ، سرگرم شده و کوشنده درکاری
انهماک : کوشیدن درکاری ، سخت سرگرم شدن به کاری و مبالغه کردن درآن
سناء : فروغ ، روشنایی ، روشنی ، بلندی ، رفعت
,
ادامه مطلب