ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: علی روحی - شنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳٩٦

روی خوبت آیتی از لطف برما کشف کرد       زان زمان جز  لطف و خوبی نیست در تفسیرما

شرح بیت

چهره زیبایت نشانه های از صفا و مهربانی را بر ما، آشکار نمود . بعد از آن زمان جز مهربانی و نیکی چیز در بیان ما وجود ندارد ،  اگر خویشتن را از آلودگیها و رزایل بیشمار نفسانی مبری سازیم و جان خود را از عوامل آلوده کننده و مخرب صیقل دهیم .  با روحی پاک و سازنده  آنچه که هست مورد شناسائی و ارزیابی قراردهیم زیبائی و جمال معشوق را خواهیم دید .  و نشانه های عشق و معرفت لایزال الهی در وجود ما شعله ور خواهد گشت ،  و به مقامات عالی در جهان هستی دست خواهیم یافت ، که نیل به آن مقامات در بعد جسمانی امکان پذیر نیست .  زیرا که جسم خاصیت خاص خودرا دارد  . و آنچه که برای عالم خاکی آفریده شده است قادر است خصوصیات مربوط به طبیعت محض را در ک نماید ،  و از اسرار مافوق آن محروم خواهد ماند ،  و برای کشف حقایق باید خویشتن را از خاکدان طبیعت نجات دهیم و با خودسازی و تزکیه معقولانه و منطقی ، تا  توانائی صعود به مراحل عالی حیات را دارا باشیم و به رموز عالم هستی و هدف از خلقت موجودات را پی ببریم  . آری سالهاست که دل ما می تپد ،  و نیروئی در ذات ما جرقه می زند  ، ومارا به دنبال چیزی سوق می دهد  . گوئی که در اقیانوس بیکران هستی چیزی گم کرده ایم و برای یافتن آن مداوم در تلاش و تکاپو هستیم  ، و انتظار وصال آن را می کشیم ، زمان را در آتش عشق او بدین منوال سپری می سازیم .

 

 

نویسنده: علی روحی - جمعه ۸ اردیبهشت ،۱۳٩٦

عقل اگر داند که دل در بندزلفش چون خوشست    عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

شرح بیت

احساسات تصعید شده ،  انسان را مشتاقانه به طریق معشوق واقعی و مبداء لایزال آفرینش سوق می دهد.  انسان در پرتو احساسات آتشین و عارفانه بعد از تفکر و تعمق دقیق ،  به این نتیجه نایل می گردد که از وجودی قائم به ذات خلق شده است .  و آنچه که در اطراف خودش مشاهده می نماید همه آنها قائم به غیرند یعنی بعد از سپری شدن عمر واقعی آنها ، روبه زوال و نابودی خواهند رفت .  تنها وجود باریتعالی است که ازلی و ابدی است و همیشه باقی است ، دایره تفکر و عقل گنجایش این را ندارد که حقایق را بخوبی در ک کند .  عقل در حد توان خود می تواند امورات خوب را از امورات بد تمییز دهد و به تنهائی نمی تواند واقعیات هستی را تجزیه و تحلیل نماید . مگر اینکه خودرا با عشق و احساسات تصعید شده هم آهنگ سازد . در این صورت می تواند واقعیات هستی را بخوبی درک نماید و انسان عاقل و عاشق با فعالیت مستمر خود می تواند به تجلیاتی دست یابد که دیگران از فهم آن عاجزند .  بنابر این عاقل عاشق خودرا از قید و بندهای نفس و زنجیر طبیعت محض رها می سازد  . و دیگران را نیز به عشق واقعی دعوت می نماید.

 

نویسنده: علی روحی - چهارشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳٩٦

درخرابات طریقت مابهم منزل شویم       کاین چنین رفتست در عهد ازل تقدیرما

شرح بیت

در ویرانه های پهناورعشق چنین نوشته شده است که عاشقان ومریدان حق در سیرو سلوک الی الله همدم و هم منزل اند.  مونس و یاور همدیگر شدن در طریق عشق و آزادگی ، یک امر کهن و قدیمی است از بدو خلقت انسان در این کره خاکی  ، حس همدمی و عشق ورزیدن به معشوق و محبوب وجود داشته ،  تازمانی که انسان در عالم هستی زندگی می کند عاشق شدن هم با او همراه است  ، انسان عاشق حجابهای ظلمت و تاریکی را از وجودش می زداید و وجود پربرکت خویش را با فیض رحمانی آلوده می سازد .  و با الهام گرفتن از نور ربانی دل خودرا از آلودگی ها و رذایل پاک می سازد .  و شعله های فروزان ایمان و عاطفه را در دل خویش زنده می نماید و با خود سازی و تطهیر نفس زمینه های سعادت و خوشبختی را برای خود فراهم می سازد  . و با عبور از حیات طبیعی محض به حیات طیبه ( حیات معقول ) نایل می گردد . و خودبخود معارف الهی در دل او به غلیان و جوشش در می آید .  ودیگران را نیز از آن فیض ربانی درونی بهره مند می سازد .  آری تقدیر و سرنوشت خلقت انسان و هدف از آن فقط عاشق شدن است و بس.

نویسنده: علی روحی - دوشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳٩٦

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون     روی سوی خانه خمار دارد پیرما

شرح بیت

وقتی که مااراده کنندگان و ارادتمندان طریق حق جهت راز و نیاز به درگاه خداوندی به جانب قبله می ایستیم و از خداوند متعال خواهان روشنائی و نور هستیم و می خواهیم دل خودرا از ظلمت و تاریکی به سوی روشنائی و نورانیت الهی سوق دهیم و با مجاهدت و تکاپو به سوی معشوق و معبود خود حرکت کنیم و با مشاهده حالات مرشد واقعی خود که همان انسان کامل و هدایت شده می باشد و به حال او غبطه می خوریم و از او می خواهیم با نور بصیرت خود مارا هدایت کند تا از هواجس نفسانی دست برداریم و خودرا مهیای وصال به معشوق سازیم

 

نویسنده: علی روحی - یکشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٦

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما    چیست یاران طریقت بعد از این تدبیرما

شرح بیت

راهنما و مرشد کامل مارا به سوی الی الله دعوت می کند و ما جویندگان حقایق هستی باید به ارشادات و رهنمودهای سازنده آن پاسخ مثبت بدهیم و برای وصول به دریای بیکران حقیقت آمادگیهای لازم و کافی را در خویشتن بوجود آوریم و تدابیری اتخاذ کنیم و با دقت و درنگ کامل استعدادهای درونی را مورد ارزیابی قراردهیم و امکان گیرندگی حقایق را در خود تقویت نمائیم و خودرا از اعتقادات ظاهری و سنتی به مراتب عالی ربوبیت سوق دهیم زیرا ما از وجود لایزال الهی منفک گشته ایم و به این خاکدان طبیعت افتاده ایم دیر یا زود باید بسوی او برگردیم .

 

نویسنده: علی روحی - شنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳٩٦

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی    دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

شرح بیت

آنچه که برای انسان سعادت و خوشبختی می آورد، داشتن اخلاص و یک رنگی است اخلاص در جات و مراتب گوناگون دارد بکار بردن هرکدام از درجات در جای خود تحول عظیمی در زندگی بوجود می آورد و کلامی که از ته دل بیان شود و درعمل نیز کاربرد خوبی داشته باشد اثرات عمیقی در مخاطب خود دارد اگر درزندگی از شادابی و خوش و خرمی مطلوبی برخوردارباشیم آرامش و سکون خودرا بیمه نموده ایم و باید دغدغه پریشانی و نگرانی های بی مورد را از خود دور سازیم و با نوشیدن می زندگی شرافتمندانه زمینه رشد استعدادهای درونی را فراهم سازیم و از اندوخته های خود بنحو مطلوب بهره برداری کنیم ما نباید خودرا در گوشه ای افسرده و پژمرده سازیم باید تحرک داشته باشیم ، و دیگران را هم به تحرک وادارسازیم و وجدانها ی خفته را بیدار نمائیم در وهله اول باید از غفلت خود آگاه شوئیم و با عبور از جاده های نا آگاهی و نادانی به سمت دانائی و آگاهی سیر کنیم ، جنبش و تکاپوی ما بایستی از هرگونه ریا و آلودگی بدور باشد تزویر و خود نمائی از عوامل مذموم ومزاحم حیات معقول است بنابراین باید بیزاری خودرا از منافقین و ظاهر سازان اعلام نمائیم و از قرآن بخاطر نیل به اهداف شوم و فریب دادن دیگران استفاده نکنیم ، زیرا که قرآن کتاب هدایت و رشد وتکامل است .

 

نویسنده: علی روحی - جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳٩٦

ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد   وقت آنست که بدرود کنی زندان را

شرح بیت

ما به کجا می رویم و به دنبال چه چیزی هستیم به چه دلیل عشق می ورزیم و بخاطر چه کسی عاشق می شوئیم آیاعاشق شدن برای ما معنی و مفهومی دارد بدنبال چه کسی هستیم و در پی کیستیم آیا واقعا عاشق ایم یا به دنبال لذات و کامیابی های خودیم چرا زلیخا شیفته حضرت یوسف گردید مگر یوسف چه چیزی داشت که زلیخارا بدنبال خود ش کشید ومدتها در آتش عشق او بسوخت و اور ا بخاطر خودش در مصر زندانی نمود چه عاملی باعث گردید که حضرت یوسف در مصر توسط زلیخا زندانی گردد آیا او دست به اعمال خلاف زده بودو آن حضرت چه کرده بود که مورد غضب زلیخا قرارگرفته بود آیا زلیخا یوسف را از ته دل به زندان انداخته بود و یا در پشت پرده چیزدیگری نهفته بود اسراری در این امر وجود داشت آن راز عشق زلیخا نسبت به یوسف بود زلیخا عاشق جمال و زیبائی او گردیده بود عشق زلیخا چه نوع عشقی بود آیاآغشته با هوی وهوسهای نفسانی بود آیا زلیخا اسیر شهوات نفسانی شده بود و یا عشق ورزیدن زلیخا با عشق های دنیوی تفاتی داشت آری در مرحله اول عشق زلیخا از عشق مجازی شروع شد او شیفته جمال و زیبائی معشوق شده بود و از او در خواست کام نمود اما آن حضرت تسلیم خواسته های او نشد.

 

نویسنده: علی روحی - پنجشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳٩٦

هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است     گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را

شرح بیت

تمام پدیده های جهان هستی از یک منبا ء و منشاء ایجاد شده اند و بعداز سیر دوره تکاملی به مبد اء اصلی خود برمی گردند. انسان که به امر خداوندی از گل خشک شده خلق شده است بعداز سپری نمودن زندگی چند روزه دنیوی به درون خاک برخواهد گشت. بالاخره آخر و عاقبت زندگی مرگ است چرابادیدن علایم مرگ باز هم نمی خواهیم آن را باور کنیم ؟ حیات و زندگی بطور قدرتمندانه می خواهد به کار خودش ادامه دهد که مارا از یاد مرگ غافل می سازد و پدیده مرگ و زندگی همیشه در حال جنگ و خصومت با یکدیگرند آری مرگ می خواهد آثار حیات را از بین ببرد ولی حیات در حال مقاومت است و میل ندارد تسلیم پنجه های آهنین مرگ گرددچه فایده ای دارد دیر یا زود همه موجودات هستی اعم از انسان و حیوان طعم تلخ مرگ را خواهند چشید.  انسان عاقل و خردمند فقط به اعمال و رفتار خود می اندیشد و داشتن زندگی شیرین را در گرو عمل صحیح منطقی می پندارد . وچندان اعتنائی به کاخهای سربه فلک کشیده زمینی ندارد این قانون آفرینش است باید روزی آنچه راکه در دست داریم از دست بدهیم و بادست خالی توام با اعمال خیر و شر ، به سوی جایگاه ابدی خود سفر کنیم و اگر دقیقا پیرامون مرگ و زندگی تفکر کنیم نیروئی مارا وادار می کند که توجهی به ثروتهای ظاهری دنیا ننمائیم و مادیات را فقط جهت رسیدن به اهداف معقولانه بکاربریم .

 

نویسنده: علی روحی - چهارشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳٩٦

برو از خانه گردون بدر و نان مطلب     کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را

شرح بیت

هرکس اورا دوست داشته باشد او آن کس را پیش خود می برد، از  روزگار نیازی به طلیبدن چیزی نیست ،  زیرا در این دهر فلک احدی را به آرزوی خود نرسانده است خواسته ها و تمایلات انسانی بقدری نامحدود و زیاد است که امکانی برای نیل به کامل آن نیست ،  افراد اندیشمند و متفکر هرگز خودرا سرگرم تمایلات واهی و بی اساس نمی نمایند، بلکه مشتاقانه در پی دیدار معشوق خودند، این معشوق است که حاجات عاشق را برآورده می کند زندگی عاشق بدون معشوق محال است عاشق باید به اصل واقعی خود برسد برای وصول به معشوق باید ریاضتها و سختی ها را متحمل شود و اعتنائی به منکرین از خدا بی خبر نکند و با صلابت و قاطعیت تمام به راه خود ادامه دهد و با درایت و تامل ، حوادث روزگاررا یکی پس از دیگری مهار سازد ، و این را بداند که دنیا محل آزمایش و امتحان الهی است اگر کسی نمره عالی بدست آورد می تواند به مراحل عالی صعود پیدا کند . ولی اگر با گرفتار شدن در عوامل مادی و نفسانی موفقیت لازم را احراز نکند به پرتگاه ابدی سقوط خواهد کرد ،پس باید مواظب اعمال وکردار خود باشیم و به کارهای غیر خدائی دل نبندیم که عاقبت آن ، به جائی نمی رسد.

 

نویسنده: علی روحی - سه‌شنبه ٢٩ فروردین ،۱۳٩٦

یارمردان خدا باش که در کشتی نوح       هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

شرح بیت

اشاره به نافرمانی قوم حضرت نوح میباشد حضرت نوح مردم را به اطاعت از خداوند متعال و رعایت حقوق همدیگر و داشتن اخلاق فاضله دعوت می نمود ولی مردم زمانه گفتار اورا بخوبی هضم نمی کردند و به راهنمائی های او بی اعتنا بودند و مشغول فساد و خوشگذرانی بودند وحقوق قانونی و شرعی همدیگررا رعایت نمی کردند و آنچنان در نادانی و خودخواهی غوطه ور بودند که مصلحت خودرا بخوبی درک نمی کردند حضرت نوح تقریبا بیش از 900سال متمادی مردم را به حقیقت و حیات معقول دعوت کرد ولی اندکی از آن حقایق زندگی را فهمیدند و به او ایمان آوردند و بقیه از دور هست خارج شدند و در هلاکت و گمراهی به زندگی جاهلانه خود ادامه دادند طبق اراده خداوندی غرق در امواج طوفان شدند به جز ایمان آورندگان واقعی که آنها به کشتی نوح پناه بردند و از حادثه و حشتناک طوفان نجات یافتند و بقیه قوم به هلاکت رسیدند پس نتیجه می گیریم که انتخاب راه حق به عهده خود انسان است و همه چیز برای انسان جبرا تحمیل نمی گرددبلکه این خود انسان است که می تواند مسیر خودرا بخوبی انتخاب نماید و با تفکر دقیق و تامل در آفریننده هستی به خالق هستی ایمان بیاورد و خودرا ازمنجلاب شقاوت  نجادت داده و بسوی نور حرکت کند و حیات معقول را برگزیند.

 

مطالب قدیمی تر »
علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :