ندای عشاق
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: علی روحی - یکشنبه ٦ فروردین ،۱۳٩٦

مارا برآستان تو بس حق خدمتست        ای خواجه باز بین بترحم غلام را

شرح بیت   

ما از خادمان درگاه توهستیم با غلام خود مهربانی کن ، مدتهاست که زندگی خودرا وقف خدمت در آستان تو نموده ام و آنچنان در عالم وجود تو ذوب شده ام که امکان جدائی از تو برایم غیر ممکن است زیرا تمام اعمال و رفتارو حرکاتم فقط بخاطر رضای توست اگر به طبیعت و زیبائی های آن می نگرم در آن و جود نازنینت را مشاهده می کنم و اگر به قطرات باران و شکوفه های هستی نگاه می کنم به جز تو چیزی را نمی بینم و اگر به جمادات و نباتات و حیوان فکر می کنم در خلقت پیچیده و زیبای آنها تورا می بینم و اگر به انسان و عالم انسانیت می نگرم غرق در حیرتم که چگونه نقاش هستی پیکر زیبای آدمی را ترسیم نموده و چگونه خصلتهای جمیل اخلاقی را در وجود انسان پرورش داده و عنصر اراده و خلاقیت و ابتکاررا در وجود او به ودیعت نهاده است با مشاهده این همه دلایل مثبت و سازنده درجهان هستی به چه دلیل ازتو ببرم و به غیر تو پناه آورم نه ،  هرگز از خادمی درگاه تو دست برنخواهم داشت تا زنده هستم غلام حلقه به گوش آستان توام.

 

نویسنده: علی روحی - شنبه ٥ فروردین ،۱۳٩٦

در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند    آدم بهشت روضه دارالسلام را

شرح بیت

درزندگی خالصانه و قاطعانه کوشش و تلاش کن و این را بدان که خداوند بهشت را جایگاه ابدی آدم (ع) قرارنداده بود و باغهای پراز درختان  رنگارنگ بهشتی برای حضرت آدم باقی نماند بلکه براثر حیله گری ومکر شیطان رانده شده از درگاه ربوبیت حضرت آدم را خداوند از بهشت بیرون راند بحث تحقیقی و دلایل اخراج حضرت آدم از بهشت و علت مکر واغوای شیطان از حوصله این نوشتار خارج است بلکه می توان چنین گفت: که زندگی دارای معنی و مفهوم است و خلقت در کره زمین بخاطر هدفی صورت گرفته است ،آدمی باید برای احراز مقام والای انسانیت مراحلی را طی نماید و از آزمایشات الهی سربلند و سرافراز بیرون آید و خویشتن را بیهوده غرق در خوشی  های ظاهری دنیا ننماید و بجای لذتهای زودگذر و آنی ، قوه تفکر و اندیشه خودرا پرورش دهد و زمینه نفوذ شیاطین را در وجود خود مسدود نماید زیرا انسان در حال رشد و تکامل است اگر خودرا آلوده نمائیم امکانی برای نمو و رشد نخواهیم داشت و مداوم در حیطه نفسانیت خود مستغرق خواهیم گشت و باید از سرگذشت پیشینیان عبرت بگیریم و لحظات و فرصتهای گرانبهای عمر خودرا بیهوده از دست ندهیم و زندگی را صادقانه دوست داشته باشیم.

 

نویسنده: علی روحی - پنجشنبه ۳ فروردین ،۱۳٩٦

ای دل شباب رفت و نچیدی گلی زعیش      پیرانه سرمکن هنری ننگ و نام را

شرح بیت

دوران جوانی که یکی از پر قدرت ترین دوره زندگی آدمی است سپری شد و ورقی از فرصتهای گذشته بدست نیاوردیم و اکنون که نوبت پیری است نمی توانیم ادعای نام و شهرت داشته باشیم ، اگر انسان قوه عقل و فهم خودرا بخوبی هدایت کند و فرصتهای زندگی را یکی پس ار دیگری بیهوده از دست ندهد و از نعمتهای موجود در اطراف خود به نحو احسن بهره های لازم را اخذ نماید و استعدادهای درونی خودرا عمیقا شناسائی کند و موارد لازم را برای بکار انداختن استعدادهای درونی مهیا نماید ، و زمینه رشد و پرورش آنهارا برای خویشتن فراهم سازد در این صور ت می تواند در دوره پیری شکوفائی لازم را درخود پدید آورد و از تجارب کسب نموده شده در دوران شباب برای منتقل نمودن به دیگران بهره های کافی را ببرد بایستی در اصلاح خویش کوشش کنیم و زندگی خودرا بطور مهمل سپری نسازیم و با متابعت از هوی و هواهای نفسانی خویشتن را از گردونه کاروان هستی و بقای ابدی خارج ننمائیم.

 

 

نویسنده: علی روحی - شنبه ٢۸ اسفند ،۱۳٩٥

در بزم دور یک دو قدح درکش و برو       یعنی طمع مدار وصال دوام را

شرح بیت

درجشن و پایکوبی دهر قدحی در کش و راه خودرا برگزین ، اگر به طبیعت هستی بنگریم و به زیبائی ها و زشتی های ناشی از فعل و انفعالات عالم هستی توجه خاصی داشته باشیم هرکدام از پدیده های جهان نکته ها و رازهای نهفته ای با زبان بی زبانی برای گفتن دارند ، از دانه های ریز شن گرفته تا کوههای سر به فلک کشیده و آسمان نیلگون و خورشید جهان افروز نمودی از واقعیتهای عینی جهان آفرینش اند ، اندیشه و تفکر در پیرامون پدیده های جهان مسائل زیادی را روشن می نماید و باید از ظواهر قضایای مربوطه به انگیزهای آفرینش پی ببریم و خویشتن را جهت شرکت در بزم شور انگیز روزگار مهیا سازیم و زمینه رشد نهائی را در وجودخویش پرورش دهیم تا قدحی از شربت گوارای زندگی بیاشامیم و باید با چشم بصیرت دل را بخوبی باز نموده و وصال دوام را در حیات معقول جستجوکنیم وبخاطر شهوات زودگذر دنیوی خودرا به هلاکت نیاندازیم و در غیراین صورت از قافله رهروان جاده تکامل بشری محروم خواهیم ماند.

 

نویسنده: علی روحی - شنبه ٢۸ اسفند ،۱۳٩٥

عنقا شکار کس نشود دام باز چین      کانجا همیشه بادبدست است دام را

شرح بیت

دام باز چین شکار کس نمی شود زیرا او همیشه محافظ دارد پرنده ای که محافظ داشته باشد احدی نمی تواند آن را صید نماید ، بنابراین غرایز گوناگونی در وجود انسان نهفته است هرکدام از این غرایز به فراخور حال خود، انسان را به مسیری سوق می دهند و با قدرت وتکنیک خاصی به فعالیت مشغولند و مسیر خودرا تا رشد نهائی ادامه میدهند ودروجود آدمی بخاطر جلو گیری از انحراف غرایز مربوطه محافظی وجود دارد و عملکرد آن به عهده اراده و تصمیم اوست ، انسان می تواند باا لهام گرفتن از قوه تغقل و فهم برین خویشتن را از چنگالهای غرایز درنده و سرکش نجات دهد ،اگر اندکی آدمی برخود بیاید و قوه تعقل و تفکر خودرا بکار اندازد می تواند غرایز سرکش و طغیانگر خودرا مهار سازد . و البته تنها عقل انسان قادر به ستیز و مبارزه با نفس ویرانگر نیست ، بلکه عقل با هم آهنگی فطرت پاک و بدون آلایش و با بکارگرفتن قوانین و دستورات انبیا الهی می تواند انسان را از دامن غرایز ویرانگر و کشنده نجات داده و به سوی قلل منیع رشد و تکامل واقعی که هدف اصلی آفرینش هستی است سوق دهد .  این است معنی و مفهوم بیت فوق ، نفس سرکش و غرایز طغیانگر نمی تواند انسان را از هدف والای خود باز دارد زیرا وجدان آرام و عقل سلیم و فطرت پاک محافظ آدمی است

 

نویسنده: علی روحی - جمعه ٢٧ اسفند ،۱۳٩٥

رازدرون پرده زرندان مست پرس           که این حال نیست زاهد عالی مقام را

شرح بیت

آنان که عمری را سپری نموده اند و درکاری تجربه گرانبهائی را کسب کرده اند وبا بکارگرفتن اندوخته های خود می توانند کار خودرا به نحو احسن و بدون ایراد انجام دهند ، زیرا که در این کار پخته شده اند واسرار کار موردنظر را بهتر می دانند ومی توانند از راههای باریکی واردشوند و نتایج ثمربخشی احراز نمایند بناب این اگر انسان عمر خودرا در راه خدمت به مردم و فهمیدن احکام الهی و عمل به آن بگذراند بهتر می تواند شیرینی و لذت عمل خودرا درک نماید و به درجه ای از درجات عالی انسانی نایل گردد، که دیگران از فهم و وصول به آن عاجزند زیرا اسرارهستی و حقایق محض برای کسانی آشکار می گردد که طریق رندی و مستی را اختیار نموده اند ، و بی صبرانه در حال تکاپو و جنب و جوش اند ، اینان رهروان واقعی بشریتند ، چونکه عقل خودرا با عشق و معنویت رشد داده اند و به یقین رسیده اند و رازهای درون پرده برای آنها هویدا گردیده است درک مفهوم هستی ، برای زهاد و متعبدین سنتی غیرممکن است

 

نویسنده: علی روحی - چهارشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳٩٥

صوفی بیا که آینه صافی است  جام را      تا بنگری صفای می لعل فام را

شرح بیت 

برای دلهای آگاه و بیدار تعریف حقیقت ، شفاف و روشن است چونکه پاکباختگان حریم عشق عین حقیقت را در خویشتن یافته اند بنابراین اگر در خود طبیعی تغیرات ودگرگونی های خاصی بوجود آوریم و عوامل و موانع باطل را از خود دور سازیم ، به حقیقت زلال و شفاف دست خواهیم یافت و باید خواهشهای نفس اماره را از فیتلر صافی گذرانید و آنچه که مربوط به دنیا و دنیا پرستی است از وجود خویش برکنیم و حق و حق پرستی را جایگزین دروغ و ریا و خودخواهی ها کنیم در این صورت باآینه شفاف دل جام حقیقت را خواهیم نوشید و با نوشیدن جام حقیقت صفای می و مستی را در خود مافوق طبیعی حس خواهیم نمود و روح خودرا برای پرواز در ملکوت اعلی صیقل خواهیم داد ، بلی این است معنی و مفهوم صحیح زندگی کردن.

 

نویسنده: علی روحی - سه‌شنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩٥

بخدا که جرعه ای ده تو به  حافظ سحر خیز     که دعای صبحگاهی اثری کند شمارا

شرح بیت

بار الهی تو از آن می ناب محمدی جرعه ای به حافظ سحر خیز عطا کن ، تا ورد صبحگاهی اثر خودرا بخوبی انجام دهد انسان جوینده حیات معقول با الهام گرفتن از صبح هدف خودرا بخوبی انتخاب می نماید در وجود انسان فطرت پاکی نهفته است و اگر این فطرت را از گرد و غبار های مادی پاک سازیم نورمعنویت همه جای مارا احاطه خواهد نمود اگر سحرگاهان از بستر خود برخیزیم و دمی به زیبائی و طراوت صبح نظاره کنیم جلوه های خوب زندگی هدف داررا در آن مشاهده خواهیم کرد در خلوتگه هستی به جستجوی معشوق خود خواهیم پرداخت.

 

نویسنده: علی روحی - دوشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳٩٥

چه قیامتست جانا که به عاشقان نمودی       دل و جان فدای رویت بنما عذارمارا

شرح بیت

عشق در تمام موجودات جهان هستی سریان کامل دارد و کل اجزاء جهان هستی با وجود عشق زنده اند اگر عشق را از هستی بگیریم زندگی رو به فنا می رود و موجودی در عالم باقی نمی ماند ، هرکدام از پدیده های هستی با زبان و بینش خاص خود به خالق جهان هستی عشق می ورزند و جمادات و نباتات و سایر پدیده ها به طرق مختلف مشغول راز و نیاز با خداوند هستند در بین پدیدهای آفرینش تنها انسان است که از امتیاز ویژه ای برخورداراست او اشرف مخلوقات است تنها نماینده واقعی خدا در روی زمین است اگر بخواهیم نماینده واقعی خدا در زمین باشیم مستلزم این است که باطن را جلا دهیم و با صفات نیکو و پاک آلایش نمائیم و خویشتن را از صفات مذموم و ناپسند مبری سازیم اگر به مقامات واقعی الهی دست یابیم معشوق چهره نورانی خودرا برای ما عیان خواهد نمود و مستغرق در جمال او خواهیم گشت با دلی پاک و آکنده از عشق و معنویت خواهان زیارت چهره زیبای یگانه منجی عالم بشریت هستیم که گاهی اوقات برای خواص و عاشقان واقعی چهره منور خودرا ظاهر نموده و آنهارا از الطاف بیکران الهی بهره مند ساخته است پس برای نیل به مراحل عالی عشق باید سختی ها و رنجهای ریاضت واقعی را تحمل کنیم ، ریاضت واقعی به مفهوم بریدن از دنیا و مادیات معقول نیست بلکه مبارزه قاطع با مشکلات زندگی است و سازش نکردن با زورمندان تاریخ است.

 

نویسنده: علی روحی - یکشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳٩٥

همه شب در این امیدم که نسیم  صبحگاهی      به پیام آشنایان بنوازد آشنارا

شرح بیت

امیدوارنه زیستن بسیار جالب و فرحبخش است و در پی گم شده خود گشتن و فرجام کاررا جستن یکی از عوامل مهم خوشبختی و سعادت بشری است انسان همیشه با رویاهای مثبت و سازنده خود زنده است ، و بخاطر احراز موفقیت و خوشبختی واقعی بطور مداوم تلاش می کند و با آرزوهای واقعی دریچه های پیروزی و فسحت را به روی خود می گشاید و زندگی را شیرین و دوست داشتنی می سازد ، انسان منتظر ، تلاشگر است وپیوسته لحظات وصال به خواسته هایش را در ذهن خود می پروراند و در پی این  است که نسیم صبحگاهی  برایش از جانب معشوق پیامی ارسال نماید ، و بخاطر وصال به مراد و محبوب خود سحرگاهان از خواب شیرین بامدادی برمی خیزد و با شنیدن ندای ملکوتی اذان صبحگاهی مشغول راز و نیاز با خالق هستی می گردد، و بادریافت پیامی از معبود به آرامش واقعی می رسد، و روح او از آلایشهای مذموم پاک می گردد،آری استماع چنین پیامها موجب نوازش روح آدمی است در چنین مواقع روح دغدغه های مادی را فراموش می نماید اگر انسان موفق به ایجاد چنین تحولاتی در خودشود و صادقانه به خالقش عشق بورزد هرگز در پیش آمدها و حوادث ناگوار زندگی دچار اضطراب و پریشانی نمی گردد.

 

مطالب قدیمی تر »
علی روحی
عشق اصل خوشی ها و منبع بی کران لذتهاست ، خوشی ها و حالتهائی که از عشق می تراود مانند عشق بی نهایت و فوق تصوراست و مانند عشق هرگز تمامی بدان راه ندارد ، معلول اسباب خارجی نیز نیست بلکه ریشه آن در مزرع جان گسترده می شود و به آب ذوق و هوای معرفت راستین پرورش می یابد آب و هوائی که به جهان غیب پیوستگی دارد و آلوده دود و دم نفس نیست تا گاهی سبز و تر و زمانی خشک و شرند ، باشد ، برگ و بار عشق یا حالتهای متولد از آن از جنس غم و شادی جسمانی نیست بلکه فرعی است مناسب اصل خود و بدین جهت آن را با عوارض نفسانی قیاس نتوان کرد. غم از خود خواهی و طلب زیادت منبعث می گرددانسان غم می خورد و اندوه می برد براآنکه می پندارد که خوشی و منفعتی از دست داده است ، خوشی و منفعت را بدان جهت می جوید که ثمره حیات یا مایه دوام زندگانی است بی خبر از آنکه هر غمی و اندوهی مقدمه و پیش آهنگ مرگ و ضد حیات است ، غم بدن را می کاهد و جان را ملول و رنجور می دارد و آن را آماده انحلال و فرسایش می سازد بدین سبب هر غم و رنجی جزئی از مردن است علاوه برآنکه رنج بردن در گسیختن تعلق است و هرکه تعلق بیشتر دارد سختی و دشواری افزون تری را برعهده می گیرد پس حرص و افزون جوئی به هنگام پیری که فاصله تا مرگ اندک تراست به حکم عرف و عادت و از جهت اخلاق نامطلوب تر است
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :